در نشست «کرامت انسانی و اقتضائات آن در جنگ رمضان» مطرح شد؛

کرامت انسانی از سوی نیروهای مسلح ایران در جنگ رمضان رعایت شده است

1405/02/26-23:25

حسین جوان‌آراسته در نشست «کرامت انسانی و اقتضائات آن در جنگ رمضان» با تاکید بر اینکه اصول و کرامت اخلاقی و انسانی از سوی نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران در جنگ رمضان تا حد زیادی رعایت شده است، گفت: یکی از مهم‌ترین جلوه‌های کرامت انسانی را پیش از هر چیز در رفتار خود رزمندگان و نیروهای حاضر در میدان مشاهده می‌کنیم. انسان‌هایی که از امنیت و آسایش شخصی خود گذشتند تا از سرزمین، جامعه، هویت انسانی و کرامت بشری دفاع کنند. آنان با این رفتار، نوعی مسئولیت اخلاقی را به جهانیان نشان داده و به نمایش گذاشته‌اند.  

 

به گزارش ستاد خبری هفتمین نمایشگاه مجازی کتاب تهران، نخستین نشست از سلسله نشست‌های بین‌الملل این رویداد با عنوان «بررسی کرامت انسانی و اقتضائات آن در جنگ رمضان» شنبه (۲۶ اردیبهشت ماه ۱۴۰۵) با حضور محمود حکمت‌نیا؛ حقوق‌دان و عضو هیئت علمی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی و حسین جوان‌آراسته؛ استاد پژوهشگاه حوزه و دانشگاه در بستر اسکای روم برگزار شد. همچنین در این نشست ویدیوهایی از صحبت‌های منی البعزاوی؛ پژوهشگر تونسی، رباب الجواهری؛ پژوهشگر لبنانی، نورا فرحات؛ پژوهشگر الجزایری و ابتسام سلمان؛ پژوهشگر عراقی پخش شد. 

کتاب‌؛ حافظه فرهنگی یک ملت‌ است 

در ابتدای این نشست، حسین جوان‌آراسته؛ استاد پژوهشگاه حوزه و دانشگاه با بیان اینکه نخستین تصویری که  از جنگ در ذهن بسیاری از افراد شکل می‌گیرد معمولاً ویرانی، خشونت، رنج و درد است، گفت: این تصور کاملاً طبیعی است؛ زیرا جنگ در ذات خود پدیده‌ای تلخ و پرهزینه برای انسان‌هاست. اما نکته قابل تأمل این است که در دل همین شرایط دشوار، گاهی جلوه‌های عمیقی از ارزش‌های انسانی آشکار می‌شود. ارزش‌هایی که به ما یادآوری می‌کنند حتی در سخت‌ترین موقعیت‌ها نیز می‌توان از کرامت انسانی حرف زد. موضوع این نشست فرهنگی نیز دقیقاً همین است. اینکه در هر شرایطی، کرامت انسان باید جایگاه و ارزش ویژه خود را داشته باشد.  

جوان‌آراسته ادامه داد: در تجربه جنگ‌های تحمیلی پس از پیروزی انقلاب اسلامی ایران به‌ویژه در دوره‌ای که ما سومین جنگ تحمیلی را تحت عنوان «جنگ رمضان» پشت سر گذاشتیم، نیروهای جمهوری اسلامی ایران همواره تلاش کرده‌اند اصول انسانی و اخلاقی را حفظ کنند. در مقابل دشمن در بسیاری از موارد تلاش کرد این اصول انسانی و اخلاقی و هر آنچه را می‌توان ذیل عنوان کرامت انسانی قرار داد، زیر پا بگذارد.

وی با بیان اینکه آنچه در ادبیات حقوقی با عنوان «حقوق بشردوستانه» مطرح می‌شود مجموعه‌ای از ملاحظات و قواعدی است که هدف اصلی آن پاسداشت کرامت انسانی است، گفت: این ملاحظات در حقوق بشردوستانه بیان می‌شوند تا حتی در شرایط جنگ و درگیری نیز حداقلی از اصول انسانی رعایت شود. بر این اساس، طرفین مخاصمه موظف‌اند مجموعه‌ای از معیارها، شاخص‌ها و مؤلفه‌ها را رعایت کنند. معیارهایی که نقض آن‌ها به معنای زیر پا گذاشتن کرامت انسانی خواهد بود. به همین دلیل حتی در شرایط جنگی نیز انسان‌ها، به‌ویژه مقامات مسئول سیاسی و نظامی باید به ارزش‌های اخلاقی و انسانی پایبند باشند.

این استاد دانشگاه با تاکید بر اینکه اصول و کرامت اخلاقی و انسانی از سوی نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران در جنگ رمضان تا حد زیادی رعایت شده است، ادامه داد: یکی از مهم‌ترین جلوه‌های کرامت انسانی را پیش از هر چیز در رفتار خود رزمندگان و نیروهای حاضر در میدان مشاهده می‌کنیم. انسان‌هایی که از امنیت و آسایش شخصی خود گذشتند تا از سرزمین، جامعه، هویت انسانی و کرامت بشری دفاع کنند. آنان با این رفتار، نوعی مسئولیت اخلاقی را به جهانیان نشان داده و به نمایش گذاشته‌اند.

وی با بیان اینکه ارزش‌هایی مانند ایثار، مسئولیت‌پذیری و همبستگی اجتماعی در فرهنگ ایرانی و اسلامی ما بیگانه نیستند، گفت: این مفاهیم در فرهنگ ما ریشه‌دار و عمیق هستند. به‌ویژه با توجه به مناسبت این نشست فرهنگی که در نمایشگاه مجازی کتاب تهران برگزار می‌شود، باید بر نقش کتاب و فرهنگ مکتوب تأکید ویژه‌ای داشته باشیم. کتاب‌ها در واقع حافظه فرهنگی یک ملت‌اند. اگر تجربه‌های ارزشمند و بی‌نظیری که در جریان جنگ‌های تحمیلی داشته‌ایم در قالب خاطرات، داستان‌ها و پژوهش‌های علمی ثبت شوند، بخش مهمی از این تجربه‌ها به نسل‌های امروز و آینده منتقل خواهد شد.

جوان‌آراسته در ادامه سخنان خود بیان کرد: ثبت و نگارش این تجربه‌ها در حوزه کتاب‌های مربوط به دفاع مقدس این امکان را فراهم می‌کند که نسل‌های بعدی تنها با یک رویداد تاریخی جنگی مواجه نشوند، بلکه با روایتی انسانی از آن آشنا شوند؛ روایتی از ارزش‌های والایی که در بحرانی‌ترین شرایط زندگی یک ملت خود را نشان می‌دهد. این روایت‌ها نه‌تنها به جامعه خودمان بلکه به دیگر جوامع نیز منتقل می‌شود. در واقع تجربه‌هایی از انسان‌هایی که در سخت‌ترین شرایط تلاش کردند و موفق شدند ضمن دفاع از هویت، فرهنگ و سرزمین خود، ارزش‌های انسانی را نیز حفظ کنند.

وی افزود: دفاع ما دفاعی بود که در کنار پیروزی در میدان نبرد، پیروزی بزرگ‌تری را با عنوان پاسداشت کرامت انسانی به نمایش گذاشت. امروز ما می‌توانیم چهره‌ای متفاوت از جنگ را به جهان نشان دهیم. جنگ اگرچه با خشونت، رنج و جنایت همراه است، اما در دل همین شرایط می‌توان زیباترین جلوه‌های انسانی را نیز مشاهده کرد. این همان چهره و روایت دیگری از جنگ است که می‌توان آن را به جهان معرفی کرد. چه جایی بهتر از کتاب و نمایشگاه مجازی کتاب تهران برای بیان این روایت‌ها؟ بهرحال نمایشگاه مجازی کتاب تهران فضایی برای گفت‌وگو درباره فرهنگ، تاریخ و ارزش‌هاست. معرفی آثار مرتبط با دفاع مقدس در چنین فضایی می‌تواند به نسل جوان کمک کند تا بخش مهمی از تاریخ معاصر خود را بهتر بشناسد و روایت انسانی آن را درک کند.

حسین جوان‌آراسته در پایان بیان کرد: نباید جنگ را صرفاً از منظر نظامی نگاه کنیم.  بخش نظامی فقط بخشی از واقعیت جنگ نه همه آن است. باید به روایت‌های انسانی جنگ نیز توجه و آن‌ها را برجسته کنیم. دنیا باید این موضوع را بداند که ملت ایران در نهایت مظلومیت، تحت شدیدترین حملات قرار گرفت و رهبران و فرماندهان نظامی‌اش هدف قرار گرفتند و به شهادت رسیدند اما هرگز از کرامت و ارزش‌های انسانی عقب‌نشینی نکرد. این ملت در همان شرایط سخت، همبستگی و همدلی خود را در عرصه داخلی و خارجی نشان داد و متحدتر، منسجم‌تر و اخلاق‌مدارتر در میدان حضور یافت.

امروز شاهد برهنه شدن جنگ در عرصه اخلاق هستیم

در ادامه این نشست، محمود حکمت‌نیا؛ حقوق‌دان و عضو هیئت علمی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی با بیان اینکه باید میان دو مسئله پرسش درباره خود جنگ و قرائت‌های ارائه شده از«کرامت انسانی» تفکیک قائل شویم، گفت: باید ببینیم این قرائت‌ها چگونه به پرسش‌های مربوط به جنگ پاسخ می‌دهند. دو پرسش اساسی درباره جنگ این است که چرا جنگ؟ آیا اساساً جنگ با مقوله کرامت انسانی سازگار است و اگر سازگار است تا چه اندازه؟ جنگ در ذات خود به معنای تعلیق یا حتی از بین رفتن کرامت انسانی است؟ این پرسشی است که در طول تاریخ بشر همواره مطرح بوده است: چه چیزی جنگ مشروع را از جنگ نامشروع متمایز می‌کند و ملاک این تمایز چیست؟ اگر به دستگاه مفهومی کرامت مراجعه کنیم آیا می‌توان بر اساس آن میان جنگ مشروع و نامشروع تمایز قائل شد؟ بنابراین پرسش نخست به اصل جنگ و آغاز آن مربوط می‌شود و به این می‌پردازد که نسبت کرامت انسانی با شروع جنگ چیست.

حکمت‌نیا ادامه داد: پرسش دوم به مسئله «چگونه جنگیدن» مربوط است. وقتی جنگی آغاز شد، قواعد جنگ چگونه باید باشد؟ یک طرف در دستیابی به اهداف خود تا چه حد مجاز است از ابزارها و روش‌های مختلف استفاده کند و چه قواعدی را باید رعایت کند؟ نسبت کرامت انسانی با شیوه جنگیدن چیست؟ آیا در میدان جنگ تنها عقلانیت ابزاری حاکم است؟ به این معنا که کشورهای درگیر صرفاً در پی تحقق اهداف خود هستند و قواعد اخلاقی باید کنار گذاشته شود؟ در چنین نگاهی، عقلانیت جنگ به نوعی عقلانیت عاری از احساسات و گزاره‌های اخلاقی تلقی می‌شود. اما پرسش اصلی اینجاست که آیا کرامت انسانی می‌تواند این عقلانیت را مقید کند و برای شیوه جنگیدن محدودیت‌هایی ایجاد کند؟ بنابراین می‌توان این دو پرسش را در دو سطح درباره اصل جنگ و درباره چگونگی جنگیدن مطرح کرد. 

این حقوق‌دان در ادامه با بیان اینکه برای پاسخ به این دو پرسش نیز دست‌کم دو رویکرد وجود دارد، گفت: رویکرد نخست، مراجعه به اسناد و معاهدات بین‌المللی است. یعنی مجموعه‌ای از دستاوردهای مطالعات انسانی، فلسفی، اخلاقی و تاریخی بشر که به صورت حداقلی در قالب کنوانسیون‌ها و معاهدات بین‌المللی تدوین شده‌اند و آنچه امروز از آن با عنوان حقوق جنگ یاد می‌کنیم را شکل داده‌اند. البته بحث من در اینجا ناظر به تحلیل حقوقی این اسناد نیست. رویکرد دوم، ورود به این مسئله از منظر مطالعات فلسفی یعنی بررسی پرسش‌های مربوط به جنگ از زاویه فلسفه اخلاق و فلسفه سیاسی است که محل گفت‌وگوی من در این بحث همین رویکرد دوم است. بنابراین بار دیگر به دو پرسش اصلی نگاه می‌کنیم. نخست اینکه چرا و با چه نگاهی به کرامت انسانی، جنگ می‌تواند مجاز تلقی شود؟ دوم اینکه در صورت وقوع جنگ، چگونه باید جنگید و نسبت کرامت انسانی با محدودیت‌های اخلاقی در جنگیدن چیست؟

وی با بیان اینکه در مطالعات مربوط به کرامت انسانی، سه دستگاه فلسفی مهم درباره کرامت مطرح شده است، ادامه داد: هدف من در این بحث آن است که نسبت این دستگاه‌های فلسفی را با مسئله جنگ روشن کنم و نشان دهم هر یک از این دستگاه‌ها چگونه به پرسش‌های مربوط به جنگ پاسخ می‌دهند. همچنین می‌خواهم بررسی کنم که رویکرد فعلی ایالات متحده آمریکا در قبال جنگ با ایران، تابع کدام‌یک از این دستگاه‌های فلسفی است و اقتضائات آن چیست و در نهایت چه نسبتی با مفهوم کرامت انسانی پیدا می‌کند. در حوزه مطالعات کرامت می‌توان از سه دستگاه فلسفی سخن گفت. برای آنکه این دستگاه‌ها را در کنار یکدیگر بهتر بررسی کنیم، آن‌ها را با سه عنوان متمایز معرفی می‌کنیم.

عضو هیئت علمی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی با تاکید بر اینکه دسته نخست از مطالعات کرامت بر این مبنا استوار است که هر انسان به طور ذاتی دارای کرامت است، بیان کرد: انسان نمی‌تواند ابزار دستیابی به اهداف دیگران قرار گیرد. این دیدگاه بر نفی ابزارگرایی انسان تأکید دارد. این همان دیدگاه فلسفی کانت است که در اینجا از آن با عنوان دیدگاه شخص‌ اول یاد می‌کنیم. بر اساس این دیدگاه، هر انسانی دارای کرامت ذاتی است و معنای سلبی این کرامت آن است که هیچ انسانی نباید وسیله‌ای برای تحقق اهداف و آزادی دیگران قرار گیرد.

وی افزود: اگر این دستگاه فلسفی را به مسئله آغاز جنگ نسبت دهیم، نتیجه چنین خواهد بود که آغازگر جنگ نمی‌تواند برای تحقق اهداف سیاسی یا برای تثبیت موقعیت خود در ساختارهای بین‌المللی از ابزار جنگ استفاده کند؛ زیرا جنگ در این صورت به معنای ابزار قرار دادن انسان‌ها خواهد بود. بر اساس این دیدگاه، توسل به جنگ تنها در شرایطی قابل توجیه است که طرف مقابل دست به تهاجم زده باشد و موجودیت یا امنیت طرف دیگر را تهدید کند. در چنین وضعیتی استفاده از جنگ به عنوان دفاع از خود یا دفع خطر قابل طرح می‌شود. این همان منطقی است که در ادبیات کنوانسیون‌های ژنو نیز بازتاب یافته است.

حکمت‌نیا اضافه کرد: اگر به پرسش دوم یعنی «چگونه جنگیدن» توجه کنیم، این دستگاه فلسفی محدودیت‌های جدی برای شیوه جنگیدن قائل می‌شود. بر اساس این دیدگاه، در جنگ تنها کسانی می‌توانند هدف حمله قرار گیرند که در عمل در تهاجم مشارکت دارند؛ یعنی نیروهای نظامی و مهاجم. در مقابل، گروه‌های غیرنظامی نباید در معرض حمله قرار گیرند. کودکان، سالخوردگان، ساکنان شهرها و به طور کلی بی‌گناهان باید مورد حفاظت قرار گیرند. در این دستگاه فکری اصل مهمی شکل می‌گیرد و آن اصل تفکیک است. یعنی تفکیک میان مهاجمان و غیرمهاجمان. مهاجم چون در تهاجم مشارکت دارد، در معرض جنگ قرار می‌گیرد. اما کسانی که در تهاجم دخالتی ندارند از جمله غیرنظامیان و افراد بی‌گناه نباید هدف جنگ قرار گیرند و باید از آنان حفاظت شود.

انسان در برابر «دیگری» پاسخگوست

این حقوق‌دان در ادامه درباره رویکرد دوم اشاره کرد: دستگاه دوم رویکرد متفاوتی به مسئله کرامت و جنگ دارد و بر مبنای دیگری مسئله را تحلیل می‌کند. به این معنا که انسان در برابر دیگری مطالبه‌گر و پاسخگو است. او از دیگران مطالبه می‌کند که حقوقش رعایت شود و در عین حال نسبت به رفتار خود در برابر دیگران پاسخگو است. بنابراین کرامت در اینجا ماهیتی طرفینی دارد، یعنی انسان در محیط اجتماعی هنگامی که نسبت من و تو برقرار می‌شود، در موقعیت مطالبه‌گری و پاسخگویی قرار می‌گیرد. اما با آغاز جنگ این نسبت اخلاقی دچار اختلال می‌شود. در شرایط جنگ، طرف مهاجم عملاً خود را در برابر دیگری پاسخگو نمی‌داند و رابطه متقابل اخلاقی تضعیف یا تعلیق می‌شود. بنابراین برخی از نظریه‌پردازان معتقدند که در وضعیت جنگ، نوعی تعلیق کرامت رخ می‌دهد زیرا رابطه‌ای که باید مبتنی بر مطالبه متقابل و پاسخگویی باشد از میان می‌رود و یک طرف خود را از پاسخگویی در برابر طرف دیگر معاف می‌داند.

حکمت‌نیا با بیان اینکه دیدگاه سوم اساساً کرامت را ذیل منفعت تعریف می‌کند، گفت: بر اساس این دیدگاه، جنگ و صلح هر دو در نهایت تابع تحقق منافع هستند و در چنین چارچوبی اخلاق نیز عملاً به حاشیه رانده می‌شود. در این نگاه جنگ زمانی توجیه می‌شود که به تحقق منافع اکثریت خواه منافع یک کشور و خواه منافع نظام جهانی کمک کند. اگر به جنگ‌هایی که در جهان معاصر رخ داده نگاه کنیم، به نظر می‌رسد بسیاری از آن‌ها گرچه در ظاهر با ادبیات اخلاقی توجیه می‌شوند، اما در عمل تابع منطق سوم هستند. برای مثال در برخی موارد تلاش می‌شود با استناد به مفاهیمی مانند خطر قریب‌الوقوع یا دفاع پیش‌دستانه جنگ را با دستگاه اول کرامت هماهنگ نشان دهند. اما آنچه در واقعیت و در میدان رخ می‌دهد بیشتر با نوعی عقلانیت ابزاری و منفعت‌محور سازگار است.

وی افزود: در این چارچوب قاعده اخلاقی در عمل کنار گذاشته می‌شود و جنگ به ابزاری برای دستیابی به اهدافی تبدیل می‌شود که لزوماً انسانی نیستند، بلکه بیشتر با منافع قدرت‌های بزرگ گره خورده‌اند. در چنین وضعیتی نگرانی حفظ منافع اقتصادی، سیاسی و موقعیت ابرقدرتی در نظام جهانی است. به همین دلیل نیز نوعی عقلانیت سرد در رفتار جنگی شکل می‌گیرد. عقلانیتی که گرچه ممکن است در سطح گفتار و ادبیات رسمی خود را پایبند به قواعد اخلاقی نشان دهد، اما در عمل در شیوه جنگیدن و در انتخاب اهداف بیش از هر چیز به دنبال تحقق منافع بیشتر است. حتی اگر کرامت انسان، چه در معنای نخست و چه در معنای دوم آن نقض شود.

عضو هیئت علمی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی اضافه کرد: در چنین شرایطی توئیت زده می‌شود که در آن به نابودی شهرها اشاره شده و از بمباران مناطق مسکونی و نابودی یک تمدن در مدت کوتاه سخن گفته می‌شود. تهدیدهایی که به معنای به خطر افتادن جان میلیون‌ها انسان و نابودی زیرساخت‌های انسانی و تاریخی یک جامعه است. در این وضعیت نه‌تنها انسان‌ها آسیب می‌بینند بلکه دستاوردهای تاریخی و تمدنی یک ملت نیز ممکن است در معرض نابودی قرار گیرد و جامعه‌ای که قرن‌ها تجربه تمدنی اندوخته است، در زمانی کوتاه با ویرانی گسترده روبه‌رو شود. این همان عقلانیت سرد منهای اخلاق است؛ عقلانیتی که بر اصالت منفعت استوار است. هرچند ممکن است در ظاهر رنگ و ادبیات اخلاقی به خود بگیرد.

محمود حکمت‌نیا در پایان بیان کرد: آنچه امروز شاهد آن هستیم، نوعی برهنه شدن جنگ در عرصه اخلاق است. وضعیتی که در آن نقض اصول اخلاقی به‌طور آشکار رخ می‌دهد. بی‌تردید این رخدادها در آینده موضوع تحلیل‌های تاریخی قرار خواهد گرفت. اینکه چگونه یک مکتب فکری و یک فلسفه مبتنی بر منفعت هنگامی که به صورت عریان وارد میدان عمل می‌شود می‌تواند به اقداماتی منجر شود که با اصول اخلاقی فاصله جدی دارند.

کشتن کودکان و زنان با هیچ بهانه‌ای قابل توجیه نیست

در ادامه این نشست صحبت‌های نورا فرحات پخش شد. او ضمن اشاره به وضعیت کودکان در جنگ‌های منطقه، به تمامی خانواده‌های داغدار و آزادگان جهان، شهادت کودکان بی‌گناه را تسلیت گفت و ادامه داد: کودکانی که از زندگی تنها معصومیت را درک کردند، اما امنیت و حقشان در بهره‌مندی از زندگی هدف قرار می‌گیرد. کشتار زنان و کودکان بیانگر انحطاط اخلاقی و فروپاشی وجدان انسانی است. تاریخ الگوهای متعددی از این شیوه طغیانگری به خود دیده است. به‌گونه‌ای که ضعفا به اهدافی نظامی تبدیل می‌شوند.

وی ادامه داد: خداوند متعال نیز درباره فرعون مثال آورده است که فرزندان را از بین می‌برد و زنان را زنده نگه می‌داشت. این تصویر نشان‌دهنده بدترین شیوه در هیمنه بر سرنوشت انسان‌ها از همان ابتدای تولد است. در دوران استعمار نیز شاهد رفتارهایی همچون گرسنگی دادن به کودکان، سوء استفاده از آنان و محرومیت از ساده‌ترین حقوق زندگی بوده‌ایم. این افراد همان کسانی هستند که رفتارهای فاجعه‌بارشان را در جزیره آپستین با ترساندن کودکان و سپس کشتن آنان دیدیم. این بیانگر پایه‌های فرهنگی تمدن غرب است. در غزه نیز شاهد انواع کشتار کودکان بودیم. در یمن نیز هنگام حملات عربستان و محاصره این کشور کودکان از ساده‌ترین حقوق خود از جمله دریافت شیرخشک محروم می‌شدند.

فرحات اضافه کرد: مشابه این اتفاقات در کتاب‌های مقدسشان یعنی تلمود نیز وجود دارد. آنان این رفتارها را به عمد انجام می‌دهند و به همین دلیل نیز در اولین روز جنگ مدرسه شجره طیبه را بمباران کردند. در کتاب‌های مقدسشان کشتار نوزادان وجود دارد و ما از این تفکر آگاهیم. دو تمدن آپستین و مؤمنین وجود دارد. تمدن کشتار کودکان و تمدن حمایت از کودکان، حمایت حقوق زنان و تمامی انسان‌ها. این تمدن ما را به یاد سخنان امام خمینی (ره) می‌اندازد که این تمدن را همانند شیطان می‌دانستند که به ظاهر لباس رحمانی به تن کرده و در باطن شیطانی با دلی سیاه مملو از کینه‌ورزی است.

وی افزود: ترامپ یا یکی از وزرای دولت در اولین روز جنگ در پاسخ به پرسشی در مورد کشتار کودکان گفتند که اگر این کودکان در این سن کشته شوند، بهتر از آن است که بزرگ شوند و سلاح به دست بگیرند. نماینده آمریکایی نیز در پاسخ به سؤال مشابه گفته بود که کشته شدن آنان بهتر از آن است که بزرگ شوند و محجبه شوند. این بیانگر میزان کینه‌ای است که آنان نسبت به جمهوری اسلامی ایران دارند. این تفکر کشوری است که ادعای آزادی دارد. هیچ مجال مقایسه میان این تفکرات با ارزش‌های افراد شریف و صادق وجود ندارد. آنچه این افراد انجام می‌دهند خلاف ارزش‌های فطریِ سازگار با انسانیت است. بهترین نشان برای چنین امری، فجایع آپستین است که بخشی از این افعال شنیع به‌شمار می‌رود و آنچه مخفی شده بسیار بیشتر از مواردی علنی است. این اقدامات تنها به ما نشان می‌دهد که این افراد شیاطین واقعی در ظاهری بشری هستند.

نورا فرحات در ادامه با اشاره به سخن: امام خمینی (ره) درباره شیطان بزرگ بودن آمریکا گفت: این معنا واقعی است و مجاز و کنایه نیست. این امری حقیقی است که آمریکا شیطان است. بارها می‌شنویم که شعار «مرگ بر آمریکا» و «مرگ بر اسرائیل» در جمهوری اسلامی ایران و یمن سر می‌دهند، در واقع آنان نابودی تمامی طغیانگرانی را خواستارند که مرتکب جنایت می‌شوند و کشتار می‌کنند. آنان قسی‌القلب هستند و هیچ رحمت و شفقتی در وجودشان نیست. بنابراین، بزرگ‌ترین خواسته ما برای آنان مرگ است.

وی ادامه داد: ما در جنگ میان جمهوری اسلامی ایران و تمامی محور شر و همچنین جنگ غزه، شاهد جنایات متعدد علیه زنان و کودکان بودیم. ما شاهد تعرض به مدارس کودکان، به‌ویژه مدرسه میناب بودیم. در این مدرسه که قرار بود مکانی برای تعلیم و پرورش باشد، بدترین فاجعه که جنایت علیه انسانیت به‌شمار می‌رود، رقم خورد. کشتن کودکان و زنان تحت هیچ بهانه‌ای قابل توجیه نیست. این اقدامات بر اساس قانون بین‌المللی جنایت جنگی و ضد بشری به‌شمار می‌آید. گویا تنها ما باید بدان پایبند باشیم. اقداماتی که دشمن انجام می‌دهد بیانگر مرگ تمدن غربی است. با پیشرفت فناوری و هوش مصنوعی این تمدن به دست همین کودکان و نوجوانانی که آمریکایی‌ها و صهیونیست‌ها به کشتن آنان می‌بالند، در حال فروپاشی است. 

فرحات در ادامه با بیان اینکه بشریت در برابر دو انتخاب قرار دارد، گفت: بشریت باید انتخاب کند که با فطرت پاک انسانی همراه شود یا از جنایتکارانی طرفداری کند که بر جهان سیطره دارند. اسرائیل بزرگ فرهنگی است که بر مبنای فساد، قتل و جنایت پایه‌ریزی شده است. متأسفانه پایگاهی که مدرسه میناب را هدف قرار داد، در کشوری عربی بود. زمانی که پایگاه‌های شیطانی در امارات، بحرین و دیگر کشورهایی که در واقع مستعمره این رژیم غاصب هستند، مورد اصابت قرار گرفت، خوشحال شدیم.

وی در پایان گفت: امارات متحده عربی لانه این شیاطین است. اقدامات ایران در قبال این کشورها در واقع انتقام گرفتن برای کودکان قربانی‌شده در غزه، یمن، جزیره آپستین و تمامی کودکان جهان و انتقام لگدمال کردن ارزش‌هاست. این رویارویی فراگیر است. جنگ کنونی، جنگی میان ایمان و کفر و نبردی میان اخلاق نیکو و رذالت و همچنین تقابلی میان انسانی است که خداوند متعال در بهترین حالت خلق کرده و انسانی که خود را در اسفل سافلین قرار داده است.

ایران پرچم مسلمانان جهان را به تنهایی برافراشت 

منی البعزاوی؛ استاد دانشگاه و شاعر از کشور تونس نیز در این نشست به سرزمین ایران و مردم مقاوم و شجاع ایران که از خود در برابر طاغوت و سرکشی و استکبار جهانی، دفاع و مقاومت و ایستادگی می‌کند، درود فرستاد و گفت: استکبار غیرنظامیان بیگناه و بی‌دفاع اعم از زنان و کودکان، مدارس، بیمارستان‌ها را هدف حملات خود قرار می‌دهد. استکبار در زمین به فساد و تباهی می‌پردازد. ما در برابر هر قطره خون بیگناهان که در این حملات استکبار بر روی زمین این سرزمین باشکوه و مقاوم ریخته می‌شود، می‌گوییم «حسبی الله و نعم الوکیل». ایران پرچمدار دفاع از همه مسلمانان جهان است.
 
وی با بیان این که ایران آخرین دژی است که با امکانات داخلی خود  از مستضعفان و آزادگان جهان دفاع می‌کند، ادامه داد: ایران بیش از چهل سال است که در معرض تحریم قرار دارد. امروز ایران شایستگی خود را اثبات کرد و نشان داد که اهل حرف نیست بلکه اهل عمل و اقدام است. ایران پرچم مسلمانان جهان را به تنهایی برافراشت و به اهتزاز درآورد. همچنین باید از مردان میدان و قهرمانان یمن، حشد شعبی عراق، حزب الله لبنان و هر کسی که به هر طریقی از ایران در برابر متجاوزان آمریکایی صهیونیستی، حمایت و دفاع می کند، تشکر و قدردانی کنم. ما امروز شاهد دوران ویرانگری، کشتار بیگناهان به ویژه کودکان حتی در مهدکودک‌ها هستیم. آنها امروز کودکان ایران، دیروز کودکان غزه، عراق، سوریه و لبنان را هدف قرار دادند و فردا کودکان دیگر بلاد مسلمانان را هدف قرار می‌دهند. بنابراین همه باید به پا خیزند، آگاه و بیدار شوند و به همبستگی با ایران بپردازند و از آن حمایت و پشتیبانی کنند. همه باید ار مقاومت و ایستادگی ایران حمایت کنند که در راستای منافع همه مسلمانان جهان قرار دارد.

البعزاوی ادامه داد: جنایتکاران صهیونیستی آمریکایی امروز به ارتکاب جنایات علیه انسانیت و کشتار بیگناهان می‌پردازند. آنها زنان و کودکان را به قتل می‌رسانند. تصاویر دردناکی که به دست ما رسیده است، تصاویری که قلب‌ها را جریحه دار می‌کند. این دوران، دوران زورگویی، تکبر و قلدرمآبی و استکبار است، آنها به دنبال از بین بردن امید به زندگی هستند و تاریخ این جنایات آنها را ثبت خواهد کرد. تاریخ این حقیقت را ثبت خواهد کرد که صهیونیستها هر چیز زیبایی را در این کره خاکی از بین بردند. صهیونیستها کودکی و انسانیت را کشتند و به رهبران و مقاومت اسلامی تعدی کردند. همچنین سیاست توسعه طلبی را با اقدامات شرم آور و زشت در پیش گرفتند. تاریخ این حقیقت را ثبت خواهد کرد که همدستی کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس با صهیونیست‌ها و آمریکا، لکه ننگی بر دامن آنهاست.
 
وی افزود: تاریخ خواهد نوشت که در پس هر شهیدی، هزار شهید و در پس هر قهرمان، هزار قهرمان و در پس هر پرچمی، هزار پرچم خواهد بود. پرچم هرگز بر زمین نخواهد ماند و با شهادت این راه متوقف نخواهد شد.  پرچم اسلام هرگز به زمین نخواهد افتاد، بلکه این رژیم صهیونیستی است که نابود خواهد شد و وعده خداوند حق است. تاریخ خواهد نوشت که قهرمانان شجاع با امکانات خودی و ذاتی، مجد، شکوه و اعتبار را به اسلام برگرداندند.
منی البعزاوی در پایان گفت:  تاریخ خواهد نوشت که مقاومت، زندگی، عزت و شرافت است. تاریخ این حقیقت را ثبت خواهد کرد که کودکان ایران بدون هرگونه گناهی به شهادت رسیدند. بیگناه در حالی به شهادت رسیدند که همه در برابر این جنایات سکوت کردند. تاریخ خواهد نوشت که ایران در برابر استکبار و سرکشان جهانی به خاطر تمام مسلمانان و آزادگان و مستضعفان جهان، دفاع و ایستادگی کرد. تاریخ خواهد نوشت که پرچم اسلام در دستان امین قرار دارد و هرگز بر زمین نخواهد افتاد. بلکه این پرچم باشکوه را کسانی به اهتزاز درآوردند که نامشان تا روز نابودی استکبار و رژیم صهیونیستی جاودانه خواهد ماند.

جنایت مدرسه میناب یک مصیبت جهانی است

در ادامه این نشست، رباب الجوهری، استاد دانشگاه لبنان  با بیان اینکه جهان در این جنگ شاهد جنایات گسترده‌ای علیه دانش آموزان به ویژه در مدرسه میناب بود، گفت: بدیهی است که جنایت علیه زنان و کودکان نقض آشکار حقوق آنها و جنایت علیه بشریت است. این جنگ نیست، بلکه یک تجاوز، جنایت و کشتار دست جمعی است. جنگ بین دو ارتش شکل می‌گیرد، اما آنچه امروز در ایران و لبنان و فلسطین می‌گذرد نقض آشکار حقوق انسان، جنایت بشری و نقض منشور سازمان ملل متحد است. 

وی با اشاره به این که حتی یک توجیه قانونی برای اقدام آمریکا و اسرائیل وجود ندارد که بتوانیم آن را جنگ بدانیم، ادامه داد: تجاوز به بیمارستان‌ها، مدارس، غیرنظامی‌ها، نیروهای امدادی، منازل مسکونی، روزنامه‌نگاران، محیط زیست، دانشگاه‌ها و .. همگی مصداق جنایت جنگی است. نتانیاهو که در سخنرانی خود به حضرت مسیح (ع) اهانت کرد و امروز مرتکب حماقت ابلیسی خود شده است. او راهی برای برون رفت از این مخمصه ندارد، مگر اینکه دچار شکست ذلیلانه و تاریخی شود. امروز خداوند از این ظالمان و جنایتکاران هر گونه حکمت، دوراندیشی و تعقل را دریغ کرده است. همانطور که خداوند می‌فرماید: سَأَصْرِفُ عَنْ آیَاتِیَ الَّذِینَ یَتَکَبَّرُونَ فِی الْأَرْضِ بِغَیْرِ الْحَقِّ وَإِنْ یَرَوْا کُلَّ آیَةٍ لَا یُؤْمِنُوا بِهَا وَإِنْ یَرَوْا سَبِیلَ الرُّشْدِ لَا یَتَّخِذُوهُ سَبِیلًا وَإِنْ یَرَوْا سَبِیلَ الْغَیِّ یَتَّخِذُوهُ سَبِیلًا  ذَلِکَ بِأَنَّهُمْ کَذَّبُوا بِآیَاتِنَا وَکَانُوا عَنْهَا غَافِلِینَ.

این استاد دانشگاه ادامه داد: جنایت مدرسه میناب یک مصیبت جهانی است که علیه بشریت رخ داده و دختران دانش آموز بی گناه را به خاک و خون کشیدند. عدالت جهانی چه موضعی در قبال این جنایت گرفته است؟ آیا این کودکان معصوم در کیف مدرسه خود سلاح داشتند و مدرسه انبار سلاح بود؟ آیا لبخند این بچه‌ها تهدیدی برای آمریکا و اسرائیل بود؟ بله لبخند آنها تهدید وجودی برای مکتب اپستینی و مکتب شر بود. ترور زنان، کودکان، دانش آموزان، روزنامه‌نگاران و مردمان عادی گواهی بر شکست و سردردگمی است. رژیم صهیونیستی که قله جنایت است به ابزار زورگویی ایالات متحده تبدیل شده است. چطور عالم در قبال هدف قراردادن امدادگران و بی‌گناهان سکوت می‌کند؟ اما ناراحت نباشید که پیروزی با شماست: وَلا تَهِنوا وَلا تَحزَنوا وَأَنتُمُ الأَعلَونَ إِن کُنتُم مُؤمِنینَ.

وی با اشاره به این نکته که راهی که با امام خمینی(ره) آغاز شد با رهبر شهید ادامه یافت و با فرزندش آیت الله مجتبی خامنه‌ای تداوم پیدا می‌کند، مسیر بیداری و مقاومت است، گفت: جنایتکاران می خواهند با این جنایات این راه را متوقف کنند؛ اما در توهم هستند و نمی‌دانند که خون شهدای لبنان، فلسطین، ایران و عراق بساط  ظالمان را برخواهد چید. خون شهید محمد موسوی فعال بحرینی که به جرم یک لایک و استقبال از ایران بدون محاکمه با فیجع‌ترین وضع ممکن به شهادت رسید، جنایتکاران را رها نخواهد کرد.

رباب الجوهری در پایان به مسلمانان و ضمیر آزادی خواهان جهان گفت: تاریخ  به این دنیای کور که جانب حق را نگه نمی‌دارد، رحم نخواهد کرد. همه دنیا امروز به بسته شدن تنگه هرمز اعتراض می‌کنند، اما کسی به بسته شدن مسجد الاقصی اعتراضی نمی‌کند و از آن حرفی نمی‌زند. فجر و پیروزی خواهد آمد و اسرائیل کثیف، جنایتکار و ابزار دست آمریکا شکست خواهد خورد و دستانش بسته است. ملت بزرگ ایران تسلیم نخواهد شد و انتقام خون‌های ریخته شده را خواهد گرفت.

توقف نقض حقوق کودکان مستلزم اتخاذ موضعی قاطع از سوی جامعه جهانی است

ابتسام  سلمان؛ مدرس و فعال فرهنگی از عراق نیز در این نشست با بیان اینکه  جنگ‌ها پیامدی به‌جز درد و ویرانی ندارند، گفت: جنگ‌ها زخم‌هایی عمیق بر جان بی‌گناهان، به‌ویژه زنان و کودکان می‌گذارند وامنیت، زندگی و آینده آنها را سلب می‌کنند. هدف قراردادن غیرنظامیان و قرار گرفتن آنان در معرض بلاهای ناشی از جنگ، جنایتی انسانی بوده و قابل توجیه نیست. جامعه‌ جهانی باید برای حمایت از زنان و کودکان و حفظ کرامت و حقوق آنان برای برخورداری از زندگی در امنیت و صلح، موضعی قاطع اتخاذ کند.

وی هدف قرار گرفتن مدرسه‌ میناب را محکوم کرد و ادامه داد: این حمله‌ جنایتکارانه فاجعه‌ای انسانی بود که قربانیان نخست آن زنان و کودکان بودند. کسانی ‌که آسیب‌پذیرترین قشر جامعه‌ هستند. شریعت اسلام برای زن جایگاهی والا قائل شده، کرامتش را پاس داشته و آزار یا تهدید او را حرام دانسته است. همچنین بر مهربانی، مراقبت و عدالت در تعامل با زنان تأکید کرده و حفظ جان، نسل و آبرو را از بزرگ‌ترین مقاصد خود شمرده است. همچنین اسلام برای کودک نیز حقوق کاملی را برای برخورداری از مهربانی، مراقبت، حمایت و تربیت صحیح قائل شده و نیکی به کودک را مسئولیتی اخلاقی و دینی بزرگ قرار داده است.

سلمان اضافه کرد: سازمان ملل متحد از طریق معاهده‌ حقوق کودک تأکید کرده که هر کودک حق ذاتی برای زندگی دارد و باید از کودکان در برابر خشونت و تبعیض حمایت کرد. این سازمان همچنین حق کودک برای برخورداری از آموزش، بهداشت، هویت و امنیت را به رسمیت شناخته است. همچنین بر حمایت از کودکان در برابر بلایای ناشی از درگیری‌های مسلحانه و عدم مواجههٔ آنان با جنگ تأکید کرده است. سازمان ملل متحد همچنین بر ضرورت رعایت حقوق زنان برای برخورداری از کرامت، برابری و حمایت از آنان در برابر همهٔ اشکال خشونت و تبعیض تأکید کرده است. هدف قرار گرفتن کودکان و قرار گرفتن آنان در معرض آثار جنگ (کشته شدن، آوارگی، محرومیت و آسیب‌های روانی-اجتماعی) جنایتی است که ارزش‌های دینی، انسانی و همهٔ قوانین بین‌المللی آن را محکوم می‌کنند.

ابتسام  سلمان در پایان گفت: توقف نقض حقوق زنان و کودکان مستلزم اتخاذ موضعی قاطع از سوی جامعه جهانی و محاکمه مسئولان آن است. زنان و کودکان امانتی انسانی هستند که باید حقوقشان حفظ شود و با هرگونه اقدام برای نقض حقوق آنان به شدت برخورد کرد.

هفتمین نمایشگاه مجازی کتاب تهران از بیست‌وششم اردیبهشت تا دوم خرداد (۱۴۰۵) با شعار «بخوانیم برای ایران» در نشانی  book.icfi.ir برگزار می‌شود.

 

به ما بپیوندید: