سهم ایرانیان در انتقال میراث علمی امام جواد(ع)
1405/02/29-07:49
منصور داداشنژاد و علی جباری در جلسه نقد و بررسی کتاب «تاریخ و سیره امام جواد علیه السلام» ضمن تحلیل رویکرد نقادانه کتاب به بحث درباره برخی نکات تاریخی آن از جمله چرایی سهم عمده ایرانیان در انتقال میراث علمی امام جواد(ع) پرداختند.
به گزارش ستاد خبری هفتمین نمایشگاه مجازی کتاب تهران، نشست نقد و بررسی کتاب «تاریخ و سیره امام جواد علیه السلام» نوشته منصور داداش نژاد؛ دانشیار گروه تاریخ اسلام پژوهشگاه حوزه و دانشگاه یکشنبه (۲۷ اردیبهشت ۱۴۰۵) با حضور علی جباری؛ پژوهشگر گروه تاریخ مرکز تحقیقات کامپیوتری علوم اسلامی (نور) و مولف کتاب در سرای اهل قلم خانه کتاب و ادبیات ایران برگزار شد.
نگاهی نو و متفاوت به زندگی امام جواد(ع)
علی جباری در این نشست گفت: کتاب «تاریخ و سیره امام جواد علیهالسلام» نکات جذاب و جدید زیادی دارد که از دو منظر صوری و ساختاری از جمله فصلبندی و تنظیم مباحث قابل بررسی است. این اثر تقریبا همه ابعاد زندگی امام جواد علیهالسلام را پوشش داده و فصلبندیهای آن نیز بسیار منظم، دقیق و علمی انتخاب شده است. به گونهای که میتواند به عنوان یک کتاب منبع برای شناخت آن حضرت مورد استفاده قرار گیرد. کسانی که به دنبال اثری با نگاهی نو و متفاوت درباره زندگی امام جواد هستند، میتوانند از این کتاب بهرهمند شوند؛ چرا که نویسنده در برخی موضوعات از زاویههایی به زندگی امام جواد (ع) نگریسته که کمتر در منابع پیشین مورد توجه بوده و بسیاری از تکرارهای رایج در آثار گذشته را کنار گذاشته است.
این پژوهشگر با اشاره به فصل نخست کتاب «تاریخ و سیره امام جواد علیه السلام» بیان کرد: در بخش نقد و بررسی منابع، نویسنده منابع تفسیری، حدیثی، تاریخی و سیره، دلایل و معجزات، رجال، زیارات و نیز فرق و ادیان را به عنوان منابع مرتبط با امام جواد(ع) بررسی کرده است. پیشنهاد میکنم در بررسی منابع، چند شاخه دیگر از جمله منابع جغرافیایی نیز به کتاب افزوده شود. این منابع میتوانند درباره شهرهای محل زندگی ائمه علیهمالسلام یا شهرهای محل دفن آنان باشد تا اطلاعات سودمندی ارائه دهند و افزودن آنها به بخش منابع میتواند غنای اثر را افزایش دهد.
جباری ادامه داد: منابع ادبی فارسی و عربی اگر به کتاب اضافه شوند بر امتیازات کتاب افزوده میشود. چه آثاری که به نثر نوشته شدهاند و چه آنهایی که به نظم به زندگی ائمه علیهمالسلام پرداختهاند، میتوانند در این زمینه مورد استفاده قرار گیرند. حتی بررسی سیر اشعاری که از زمان شهادت امام معصوم تا امروز درباره ایشان سروده شده، میتواند نشان دهد شاعران در دورههای مختلف چه نوع نگاهی به امام داشتهاند. پیشنهاد میکنم نویسنده آثار مستشرقان را برای تکمیل بحث منابع اضافه کند. با توجه به نوع نگاه خاص مستشرقان به زندگانی امامان، بررسی و نقد دیدگاههای آنان میتواند به عنوان بخشی مستقل در کتابهای اینچنینی مورد توجه قرار گیرد.
وی بیان کرد: نویسنده در صفحات ۱۵۳ و ۱۵۴ کتاب به بررسی راویان امام جواد(ع) پرداخته و آنان را بر اساس تیپشناسی فکری و شخصیتی دستهبندی کردهاند. این گونهشناسی برای مخاطب کتاب بسیار راهگشا است و نشان میدهد که نویسنده با دقت و جزئینگری وارد این بحث شده است. در این بخش، راویان به دو گروه «عرب» و «عجم یا غیرعرب» تقسیم شدهاند و بر اساس آمار ارائهشده شمار راویان غیرعرب تقریباً دو برابر راویان عرب است. افزون بر خاستگاه جغرافیایی این افراد، در صفحات بعد خاستگاه فکری و اندیشهای آنان نیز بررسی شده که میتواند برای پژوهشگران بسیار مفید باشد.
جباری در ادامه با طرح این سوال که علت سهم بیشتر غیرعربها در انتقال میراث علمی امام جواد(ع) چیست؟ ادامه داد: چه شرایطی پدید آمد که با وجود آنکه امام(ع) در جامعهای عربی میزیستند، از نظر آماری راویان غیرعرب در این دوره برتری دارند؟ اگر بتوان به این پرسش پاسخ داد، شاید بتوان در پرتو آن به برخی علل رشد و گسترش تشیع در مناطق خاص نیز پی برد. برای مثال، اینکه راویان شیعه امام جواد(ع) در برخی شهرهای مشخص عمدتاً غیرعرب هستند، میتواند ما را به این نتیجه برساند که چرا تشیع در همان شهرها گسترش یافته است. همچنین این پرسش مطرح میشود که آیا این افراد خود ریشههای اولیه تشیع در آن مناطق بودهاند یا در بستری از پیشموجود فعالیت میکردهاند؟
جباری در ادامه سخنان خود به موضوع «سازمان وکالت» در دوره امام جواد(ع) اشاره کرد و گفت: یکی از پدیدههای مهمی که از چند امام پیش از امام جواد(ع) آغاز شد و در دوره ایشان نیز گسترش و توسعه یافت، سازمان وکالت است. نهادی که امام جواد(ع) نیز از آن برای پیشبرد امور شیعیان بهره گرفتند. این سازمان در شهرها و مناطق مهم، چه در ایران و غیر ایران فعال بود و امام جواد(ع) در این مناطق وکلایی داشتند. از طریق این وکلا، وجوهات شرعی به امام(ع) میرسید و همچنین پرسشهای مردم به ایشان منتقل میشد و پاسخها دریافت و به شیعیان ابلاغ میشد. در واقع وکلا نوعی رسانه امام (ع) نیز محسوب میشدند و پیامها و رهنمودهای ایشان را به مناطق گوناگون منتقل میکردند.
این پژوهشگر همچنین به رویکرد نقادانه مؤلف کتاب «تاریخ و سیره امام جواد علیه السلام» اشاره کرد و ادامه داد: از ویژگیهای قابل توجه این اثر آن است که نویسنده در برخی بخشها بهصورت نرم و لطیف دیدگاههای انتقادی خود را مطرح کرده است. به گونهای که هم سخن علمی و مستند بیان میشود و هم از ایجاد حاشیههایی که ممکن است، اصل حضور کتاب در فضای علمی و ادبی کشور را تحتالشعاع قرار دهد، پرهیز شده باشد.
وی افزود: نویسنده در برخی از موضوعات مشهور مربوط به زندگی امام جواد(ع)، نقدهای علمی قابل توجهی ارائه کردهاند و این مسئله از نقاط قوت کتاب به شمار میرود. با این حال به نظر میرسد در برخی بخشها، کتاب از چنین نقدهای عالمانهای بیبهره مانده است. در صفحه ۲۱۵ و در بحث مربوط به معجزات امام جواد(ع) بخشی به تصرفات حضرت در طبیعت و موجودات اختصاص یافته است. در این قسمت نویسنده به سه روایت اشاره کردهاند که نخستین روایت درباره تغییر رنگ و تغییر حجم وجود مبارک امام جواد(ع) است. انتظار میرفت در چنین مواردی نیز مانند برخی بخشهای دیگر کتاب، نقد و بررسی بیشتری درباره اینگونه نقلها ارائه شود تا مخاطب بتواند با نگاه دقیقتری با این روایتها مواجه شود.
جباری با اشاره به آسیبهای موجود در برخی آثار منتشرشده درباره سیره پیامبر اکرم(ص) و ائمه اطهار(ع) بیان کرد: برای پیشگیری از این آسیبها باید موضوع از چند منظر مورد توجه قرار گیرد. نخست نقش متولیان حوزه پژوهش و نشر در این زمینه بسیار مهم است. نهادها و مراکزی که مسئولیت انتشار و نظارت بر آثار علمی را بر عهده دارند باید دقت و نظارت عالمانهتری در این زمینه داشته باشند. صرف گردآوری چند مطلب از منابع مختلف نباید باعث شود اثری با عنوان سیره پیامبر اکرم(ص) یا تاریخ ائمه اطهار(ع) منتشر شود. این حوزه به دلیل جایگاه و قداست شخصیتهای مورد بحث نیازمند توجه به شأن و منزلتی است که هر اثری اجازه ورود به آن را پیدا نکند.
وی در ادامه، مسئولیت نویسندگان و پژوهشگران را مهم دانست و گفت: صاحبان قلم باید برای خود و برای موضوعی که درباره آن مینویسند منزلت قائل باشند. برای یک شیعه دوازده امامی، پیامبر اکرم(ص) و ائمه اطهار(ع) مقدسترین شخصیتها هستند. بنابراین شایسته نیست هر مطلب ضعیف یا غیرمستندی تنها برای افزایش حجم کتاب یا جلب نظر برخی مخاطبان در آثار منتشر شود. نویسندگان باید از نقل مطالبی که پشتوانه علمی و تاریخی محکمی ندارند پرهیز کنند و تلاش کنند آثارشان هم از نظر استناد و هم از نظر محتوایی قابل اعتماد باشد.
این پژوهشگر در بخش دیگری از سخنان خود به نقش مخاطبان و کتابخوانان نیز اشاره کرد: مخاطبان حوزه تاریخ اهلبیت(ع) نیز مسئولیتی بر عهده دارند. همانگونه که در هر حوزهای ممکن است کالاهای مختلف با کیفیتهای متفاوت عرضه شود، در حوزه کتاب نیز آثار متنوعی منتشر میشود و این وظیفه مخاطب است که سطح شناخت و معرفت خود را افزایش دهد تا بتواند آثار معتبر را تشخیص دهد. خوانندگان نباید صرفاً به دلیل نام یک نویسنده یا تخفیفهای تبلیغاتی به سراغ یک کتاب بروند، بلکه بهتر است پیش از مطالعه درباره منابع معتبر از استادان و صاحبنظران این حوزه مشورت بگیرند. اگر این رویکرد در میان مخاطبان رواج پیدا کند و کتابخوانان به سراغ آثار معتبر و مستند بروند، بهتدریج کتابهای کماعتبار از چرخه توجه خارج خواهند شد و نویسندگان نیز خود را ملزم خواهند دید که آثار دقیقتر و مستندتری ارائه کنند. اگر چنین روندی شکل بگیرد، نویسندگان در عمل این مسئولیت را برای خود قائل خواهند شد که «هم خوب سخن بگویند و هم سخنِ خوب بگویند».
وی در ادامه یکی دیگر از ویژگیهای کتاب را بررسی دقیق برخی گزارشهای مشهور درباره شهادت امام جواد(ع) دانست و گفت: در برخی نقلها مطالبی درباره این واقعه مطرح شده که از نظر تاریخی پشتوانه استنادی محکمی ندارند، اما به مرور زمان شهرت یافتهاند. نویسنده با نگاهی انتقادی این گزارشها را بررسی کرده و نکات مهمی را در این باره ارائه داده است. از دیگر مباحثی که با دقت در کتاب بررسی شده، مسئله حضور یا عدم حضور امام جواد(ع) در خراسان هنگام شهادت امام رضا(ع) است. در کلام شیعه گزارهای مطرح است مبنی بر اینکه غسل و دفن هر امام باید به دست امام پس از او انجام شود. بر اساس این مبنا، این پرسش مطرح میشود که اگر امام رضا(ع) در خراسان به شهادت رسیدهاند، آیا امام جواد(ع) نیز در آن زمان در خراسان حضور داشتهاند یا خیر. نویسنده به بررسی این مسئله پرداخته و دیدگاههای مختلف را مطرح کرده است.
بررسی سیر تاریخی شکلگیری و توسعه روایات در کتاب «تاریخ و سیره امام جواد علیه السلام»
منصور داداش نژاد نیز در این نشست گفت: این کتاب به عنوان بخشی از یک طرح کلان پژوهشی در پژوهشگاه حوزه دانشگاه قم تدوین شده است. طرحی که هدف آن تدوین پژوهشهای مستقل برای هر یک از ائمه (ع) با رویکرد تاریخی و نقادانه است. در این طرح برای ائمهای که منابع و دادههای تاریخی بیشتری درباره آنان وجود دارد همچون امیرالمؤمنین (ع) و امام حسین (ع) مجلدات گستردهتری تالیف شده و برای امام جواد (ع) با توجه به محدود بودن اطلاعات تاریخی یک مجلد مستقل به صورت فشرده و متمرکز تنظیم شده است.
وی با بیان اینکه این کلانطرح با الهام از رویکردهای متنوع در تفسیر قرآن در ادوار مختلف به دنبال است تا با نگاهی نو، آثار تازهای درباره ائمه (ع) عرضه کند، ادامه داد: تأکید اصلی این مجموعه بر رویکرد تاریخی و نقد منابع است و تلاش شده به جای تمرکز بر فضائل، مناقب و کرامات که محور برخی آثار پیشین بوده بیشتر به تحلیل تاریخی و نقد روایات پرداخته شود. ساختار این طرح برای همه ائمه تقریبا یکسان طراحی شده و تنها در مواردی که یک امام دارای ویژگی برجستهای در تاریخ است مانند صلح امام حسن(ع) یا قیام امام حسین(ع) فصلهای اختصاصی افزوده شده است. در ساختار کلی، فصلهای اصلی شامل کلیات و نقد منابع، احوال شخصی و ادوار زندگانی، امامت، دلایل و کرامات، سیره فردی، خانوادگی و مالی، سیره سیاسی ـ اجتماعی، سیره علمی، بارگاه و زیارت و در پایان نیز پیوستهایی بر حسب نیاز هر مجلد افزوده شده است.
دانشیار گروه تاریخ اسلام پژوهشگاه حوزه و دانشگاه در ادامه سخنان خود یکی از محورهای اصلی تأکید شده در کتاب «تاریخ و سیره امام جواد علیهالسلام» را بررسی منابع و پیگیری سیر تاریخی روایات عنوان کرد و گفت: در این اثر تلاش کردم خاستگاه و تطور هر روایت را شناسایی کنم. باید دانست که گزارشهای مربوط به زندگی ائمه (ع) یکدست نیست و در طول زمان تحت تأثیر جریانهای فکری مختلف شکل گرفته و گسترش یافته است. در بررسی این روایات باید به این نکته توجه کرد که چه کسانی در تولید و پردازش آنها نقش داشتهاند و پشتوانه فکری و کلامی راویان چه بوده است. در این کتاب تلاش شده است سیر تاریخی شکلگیری و توسعه روایات نیز بررسی شود. از جمله اینکه یک روایت نخستین بار در کدام منبع آمده، چگونه در آثار بعدی گسترش یافته و در نهایت به چه صورت در منابع متأخر تثبیت شده است.
وی افزود: در بخش مربوط به زیارت امام جواد (ع) نیز به این روند توجه شده است. برخی زیارات در منابع اولیه بسیار کوتاه بوده و در منابع بعدی گسترش یافتهاند. برای مثال، در برخی نقلها متن زیارت در ابتدا تنها چند سطر بوده اما بعدها در آثار شخصیتهایی مانند سید بن طاووس بسط پیدا کرده و همراه با دعاها و آداب مفصلتری برای روزهای خاص مطرح شده است. در این کتاب تلاش شده با رویکرد نقد روایت، تعارضهای ظاهری میان گزارشها بررسی و تا حد امکان برطرف شود. در مواردی نیز که پذیرش قطعی یک روایت ممکن نبوده، به جای حذف کامل آن، به زمینههای فکری و تاریخی شکلگیری آن اشاره شده است. در این اثر تمرکز اصلی من بر بررسی منابع کهن بوده است. بنابراین پرداختن به منابع معاصر در بخش نخست که به منابع اولیه اختصاص دارد، جای نمیگرفت. البته در بخشی که به بررسی منظرهای مختلف درباره امام جواد(ع) پرداختهام، نگاههای گوناگون از جمله دیدگاه اهل سنت و دیگران نسبت به امام جواد(ع) مورد توجه قرار گرفته است.
دادشنژاد در پاسخ به پرسش چرایی سهم بیشتر راویان غیرعرب در میان اصحاب و راویان امام جواد(ع) گفت: برای پاسخ به این مسئله تلاش کردم با رویکردی آماری به منابع کهن مراجعه کنم. در این کتاب نیز یکی از ویژگیهای اصلی، همین بررسی آماری بر اساس دادههای به دست آمده از منابع اولیه است. در میان راویان امام جواد(ع) بسیاری از افراد با نسبتهای جغرافیایی شناخته میشوند؛ مانند اهوازی، نیشابوری یا دیگر انتسابهایی که نشاندهنده پیوند آنان با مناطق مختلف است. برای نمونه، افرادی مانند علی بن مهزیار اهوازی یا برخی راویان نیشابوری در شمار اصحاب و راویان امام قرار دارند. این نسبتها نشان میدهد که بخش قابل توجهی از این افراد از محدودهای هستند که میتوان آن را «ایران فرهنگی» نامید. در میان وکلای مهم امام (ع) نیز افرادی دیده میشوند که از همین مناطق برخاستهاند؛ برای مثال زکریا بن آدم از چهرههای شناختهشده در این حوزه است. این موضوع نشان میدهد که حضور ایرانیان در شبکه ارتباطی و علمی پیرامون امام جواد(ع) پررنگ بوده است.
این پژوهشگر در ادامه به زمینههای تاریخی این مسئله اشاره کرد و گفت: در آن دوره جریانهایی درباره برتری عرب یا عجم در جهان اسلام مطرح بود و نوعی رقابت فرهنگی میان این دو حوزه شکل گرفته بود. حتی در برخی روایتها نیز بازتابی از این بحثها دیده میشود. با این حال، آنچه در مورد امام جواد(ع) اهمیت دارد، شکلگیری و تقویت نظام وکالت است. نظام وکالت از دوره امام جعفر صادق(ع) شکل گرفت و در دوره امامان بعدی بهویژه در زمان امام جواد(ع) تقویت شد. با توجه به شرایط خاص آن دوره و نیز سن کم امام در آغاز امامت، شبکهای از وکلا و نمایندگان در مناطق مختلف وظیفه ساماندهی ارتباطات شیعیان و انتقال معارف را بر عهده داشتند. این شبکه در مناطق مختلف، از جمله شهرهایی مانند قم، همدان و برخی مراکز مهم دیگر فعال بود و نقش مهمی در سازماندهی جامعه شیعه ایفا میکرد.
داداشنژاد ادامه داد: این مسئله را میتوان در یک بستر تاریخی طولانیتر نیز بررسی کرد. از دوره خلافت امام علی(ع) و انتقال مرکز خلافت از مدینه به عراق، ارتباط ایرانیان با جریانهای فکری و سیاسی جهان اسلام پررنگتر شد. عراق نیز بهعنوان بخشی از حوزه تمدنی ایران و محل پایتخت ساسانیان، زمینه تعاملات گستردهتری را فراهم میکرد. حتی نامهایی مانند بغداد نیز ریشه ایرانی دارند و حضور شخصیتهایی همچون سلمان فارسی نشاندهنده نقش ایرانیان در این تحولات است. بر اساس شواهد آماری و جغرافیایی که در این پژوهش بررسی شده، میتوان گفت نوعی جابهجایی تدریجی در پایگاههای اجتماعی شکل گرفته و توجه و حمایت از این جریان فکری در مناطق ایرانی تقویت شده است. به نظر میرسد پیام فضیلت و عدالتمحور اهلبیت(ع) در این مناطق بیشتر مورد توجه قرار گرفته و بهتدریج گسترش یافته است؛ امری که دادههای آماری این پژوهش نیز آن را تأیید میکند.
این نویسنده بیان کرد: بخش کرامات و معجزات، بهگمان من، از دشوارترین بخشهای کتاب بود. حتی در فرایند نگارش، به من گفته شد که این قسمت نیازمند توضیح و تحلیل بیشتر است. اما واقعیت این است که در چارچوب این کتاب نمیتوانستم وارد آن سطح از بررسی شوم. رویکردی که من در اینجا انتخاب کردم، رویکرد نقد مستقیم نبود. در پیوست کتاب مجموعهای از گزارشهای مربوط به کرامات و معجزات را کنار هم آوردم و تلاش کردم با یک نگاه آماری و تاریخی، سیر تطور این نقلها را نشان دهم. اینکه در منابع اولیه چه تعداد گزارش وجود دارد و این گزارشها در چه دورههایی افزایش مییابند، چگونه در دورههای بعد بهویژه از عصر صفویه به بعد گسترش پیدا میکنند و چه مضامینی بر آنها افزوده میشود. مقصودم این بود که خواننده خود ببیند این جریان چگونه توسعه یافته است.
وی به برخی چالشهای تاریخی مرتبط با تولد و امامت امام جواد(ع) اشاره کرد و گفت: امام رضا(ع) در سن حدود ۴۷ سالگی صاحب فرزند شدند و این مسئله در فضایی رخ داد که گروهی از شیعیان موسوم به «واقفیه» امامت امام رضا(ع) را نمیپذیرفتند و معتقد بودند امامت با امام موسی کاظم(ع) پایان یافته است. در چنین شرایطی، تولد امام جواد(ع) عملاً دیدگاه آنان را با چالش جدی مواجه کرد. همچنین برخی جریانها تلاش میکردند در نسب امام جواد(ع) تردید ایجاد کنند. این میان حتی مسئله «قیافهشناسی» نیز در منابع تاریخی مطرح شده و از آن بهعنوان یکی از مباحث مهم در زندگی امام جواد(ع) یاد شده است. این تلاشها از سوی گروههایی صورت میگرفت که تثبیت امامت امام جواد(ع) به زیان دیدگاههای آنان بود؛ از جمله برخی نزدیکان خاندان امام (ع) یا جریانهایی که ادامه خط امامت را نمیپذیرفتند. پرداختن به موضوعاتی مانند کرامات و معجزات ائمه (ع) نیازمند پژوهشهای دقیقتر و گستردهتر است و ممکن است در آینده پژوهشگران دیگر بتوانند این مباحث را با بررسیهای عمیقتر و مستندتر دنبال کنند.
داداش نژاد با اشاره به تفاوت میان «سیره» و «تاریخ» در مطالعات اسلامی، بر لزوم توجه به این تمایز در نگارش و مطالعه آثار مرتبط با زندگی پیامبر اکرم(ص) و ائمه اطهار(ع) تأکید کرد و گفت: سیره با تاریخ صرف تفاوت دارد. در سیره نبوی باید به دنبال الگوهای تکرارشونده در رفتار پیامبر(ص) و امامان(ع) بود. به این معنا که رفتارها و روشهایی که بارها در موقعیتهای مختلف تکرار شده و میتوان از آنها به عنوان یک الگوی قابل اقتدا یاد کرد. در مقابل برخی گزارشهای تاریخی ممکن است مربوط به یک واقعه خاص و غیرقابل تکرار باشند و به همین دلیل لزوماً نمیتوان آنها را به عنوان یک الگوی سیرهای تعمیم داد.
او افزود: گاهی در منابع تاریخی گزارشی از یک رویداد خاص نقل شده است، اما چون این رفتار در منابع دیگر تکرار نشده یا شواهد کافی برای تعمیم آن وجود ندارد، نمیتوان آن را به عنوان یک الگوی ثابت در سیره معرفی کرد. از همین رو، مدل مطالعهای که بر اساس شناسایی رفتارهای تکرارشونده شکل میگیرد، میتواند در تحلیل سیره پیامبر(ص) و امامان(ع) کاربرد بیشتری داشته باشد. برخی گزارشها صرفاً نقل یک واقعه در یک منبع تاریخی هستند و لزوماً قابل استناد برای استخراج حکم یا الگو نیستند. از این رو میان نقل تاریخی و آنچه میتواند مبنای استناد قرار گیرد باید تفکیک قائل شد.
هفتمین نمایشگاه مجازی کتاب تهران از بیستوششم اردیبهشت تا دوم خرداد (۱۴۰۵) با شعار «بخوانیم برای ایران» در نشانی book.icfi.ir برگزار میشود.