نمایشگاه مجازی کتاب تهران باید به عنوان یک «قرارگاه خردورزی» معرفی شود
1405/02/14-00:00
علی شاکر با بیان اینکه نمایشگاه مجازی کتاب تهران در شرایط جنگی و آتشبس ناپایدار باید به عنوان یک «قرارگاه خردورزی» معرفی شود، گفت: این نمایشگاه باید فضایی باشد که در آن فرد بتواند پیوندش را با جهان اندیشه حفظ کند و در تنهایی تحمیلشده با تجربیات مشابه بشری که از دل ویرانیها قد علم کردهاند، گفتوگو کند.
علی شاکر؛ در گفتوگو با ستاد خبری هفتمین نمایشگاه مجازی کتاب تهران با بیان اینکه برگزاری نمایشگاه مجازی کتاب تهران، جهانیان را متوجه جامعهای میسازد که علیرغم فشارهای سنگین تهدید جنگ، همچنان بر گفتوگو و تفکر تأکید دارد، گفت: در حوزه مطالعات صلح و کاهش منازعات، اصلی بنیادین وجود دارد که بیان میدارد صرف بقای بیولوژیک برای یک ملت کافی نیست، بلکه این حیات روانی و فرهنگی است که بقای واقعی را تضمین میکند. تداوم روال عادی زندگی در جامعه نشاندهنده اراده آن برای عبور از سختیها و اعلام تابآوری است. این حفظ نظم نمادین و فرهنگی نوعی ایستادگی در برابر فروپاشی معنا محسوب میشود.
این پژوهشگر ادامه داد: کسی دوستدار جنگ نیست و اصلاً قصد نداریم رنجهای ناشی از این وضعیت را رمانتیک جلوه دهیم. واقعبینی ایجاب میکند که بپذیریم تابآوری به معنای آسیب ندیدن نیست. جامعه ایران تاب آورده اما نباید فراموش کرد که تهدیدهای زیادی در کمین آن است. به طبع مشکلات بعد از جنگها در جامعه میتواند چالشهای فراوانی را به وجود بیاورد؛ از ترومای جمعی و اضطرابهای پنهان گرفته تا گسستهای اجتماعی و بحرانهای اقتصادی. در چنین شرایطی برگزاری نمایشگاه مجازی کتاب تهران یک مُسکن موقت نیست، بلکه ایجاد یک پناهگاه امن شناختی است تا جامعه بتواند از طریق ادبیات و علوم انسانی زخمهای خود را بشناسد و برای درمان آنها چارهاندیشی کند.
وی به زمینه بسیار مهم در بافتار جنگ و رسانه که پیوند عمیقی با ضرورت کتاب خواندن دارد، اشاره کرد و گفت: در مطالعات ارتباطات بحران و تاریخنگاری جنگ، جمله مشهوری وجود دارد که غالباً به متفکران مختلفی چون یوهان گالتونگ، پدر روزنامهنگاری صلح، نسبت داده میشود: «نخستین قربانی هر جنگی، حقیقت است». هنگامی که سایه جنگ بر جامعهای سنگینی میکند، فضای رسانهای تحت سلطه پروپاگاندا (تبلیغات سیاسی) قرار میگیرد. در حالی که میتوان از زوایای مختلفی درباره جنبههای اخلاقی و کارکرد مثبت یا منفی این پدیده بحث کرد. اندکی سواد رسانهای به ما نشان میدهد که در چنین شرایطی با چه چالش بزرگی روبرو هستیم؛ بهویژه زمانی که با محدودیت دسترسی به اینترنت و اختلال در جریان آزاد اطلاعات نیز مواجه باشیم.
این روزنامه نگار با بیان اینکه شناخت الگوهای رایج در زمان جنگ کمک شایانی به ما میکند، گفت: در چنین شرایط بحرانی، رسانهها به دلایل متعددی از جمله منافع اقتصادی نهفته در بحران و همچنین منافع ایدئولوژیک تلاش میکنند تا افکار عمومی را به نفع خود تغییر داده و روایتها را دستکاری کنند. آگاهی از این رویکرد ذاتی رسانهها در دوران جنگ میتواند درک ما را از شرایط شفافتر سازد. این دانش موجب میشود که در مواجهه با تغییرات رویکرد رسانهای یا افزایش اغراقها و عملیات روانی رسانههای رقیب از واکنشهای هیجانی و افراطی پرهیز کنیم. به جای اضطراب فلجکننده میتوانیم فاصلهای ایجاد کرده، موقعیت را با دیدی منطقیتر ارزیابی کنیم و حتی برای بازیابی آرامش به کتاب پناه ببریم. البته این آگاهی از سختی کار ما نمیکاهد و متاسفانه فریب خوردن ذهن در میان بمباران اطلاعاتی و اخبار جعلی تا حدی اجتنابناپذیر است. اما رسالت ما این است که با تجهیز به تفکر انتقادی تا حد ممکن از میزان فریب خوردن خود در این مواقع بکاهیم.
پناه بردن به «کتاب» به مثابه یک «سپر دفاعی و شناختی» عمل میکند
شاکر با تاکید بر اینکه پناه بردن به «کتاب» در چنین شرایطی فراتر از یک توصیه فانتزی برای سرگرمی، به مثابه یک «سپر دفاعی و شناختی» عمل میکند، گفت: رسانههای خبری با تولید سرعت و اضطراب، ذهن ما را درگیر میکنند، اما کتاب به واسطه ماهیت کندتر و عمیقتر خود، فرصت تأمل و بازگرداندن خرد را فراهم میآورد.
وی برای التیام روحی مردم در این شرایط خواندن کتابهای مختلفی را پیشنهاد کرد و ادامه داد: گروه اول از کتابهایی که پیشنهاد میکنم شامل آثاری با رویکرد واقعگرایانه، تاریخی و فرگشتی هستند که به ما وسعت دید میبخشند. در زمان درگیریهای نظامی، افراد غالباً از نظر روانشناختی احساس میکنند که جهان به پایان رسیده و در بنبست تاریخی گیر افتادهاند. اما خواندن کتابهایی نظیر «درسهای تاریخ» اثر «ویل و آریل دورانت» با نگاهی تحلیلی نشان میدهد که تاریخ بشریت چگونه صدها سال شاهد چرخههای ویرانی و بازسازی بوده است. این درک از تکرار تاریخی در بافتهای مختلف میتواند به کاهش اضطراب ناشی از مواجهه با امور ناشناخته کمک کند. این کتابها به ما یادآوری میکنند که تمدن انسانی و جوامع علیرغم تهدیدهای سهمگین، همواره راهی برای بقا پیدا کردهاند. این آگاهی حس امنیتی مبتنی بر واقعیت و نه امیدی واهی یا توهمی در خواننده ایجاد میکند.
این مترجم ادامه داد: کتاب «فراجامعه» نوشته «پیتر تورچین» که به تازگی با ترجمه محمود فرشتهنژاد توسط نشر علم منتشر شده، اثر درخشان دیگری در همین زمینه است. «تورچین» در این کتاب با تکیه بر علم تکامل فرهنگی به این معمای بزرگ میپردازد که چگونه توانایی شگفتانگیز انسانها برای همکاری در مقیاسهای وسیع (دهها میلیون نفر) ریشه در کوره جنگها دارد. این کتاب به شکلی کاملاً علمی اثبات میکند که جنگ علیرغم بیرحمی و هولناکیاش در طول ده هزار سال گذشته جوامع بشری را وادار به ایجاد همبستگی، برابری و شبکههای عظیم انسانی برای بقا کرده است. مطالعه «فراجامعه» در شرایط کنونی بسیار حائز اهمیت است زیرا به جای القای ناامیدی به خواننده نشان میدهد که چگونه از دل تاریکترین چرخههای تاریخ و منازعات، همواره ظرفیتهای بینظیری برای تکامل اجتماعی و همکاری پدیدار شده است. این دیدگاه میتواند به تقویت تابآوری و درک عمیقتر از پویایی جوامع کمک کند.
وی افزود: در کنار این نگاه کلان فرگشتی، ما برای التیام فردی به روانشناسی بحران و معنادرمانی نیاز داریم. وقتی انسان احساس میکند کنترل روزمره زندگی خود را در سایه بحران از دست داده، خواندن اثری مشهور و تأثیرگذار مانند «انسان در جستوجوی معنا» اثر «ویکتور فرانکل» یک ضرورت حیاتی است. فرانکل به عنوان روانپزشکی که از دل تاریکترین اردوگاههای جنگ جهانی زنده بیرون آمده به ما یادآوری میکند که حتی در اوج از دست دادن کنترل بر محیط بیرون، آزادیمان در انتخاب نگرش نسبت به رنج پابرجا است. این رویکرد به جامعه کمک میکند تا برای رنجهای تحمیلشده معنایی پیدا کند و ظرفیت تابآوریاش را بالا ببرد.
شاکر همچنین با بیان اینکه نباید از قدرت بینظیر رمان برای کمک به التیام روحی مردم غافل شد، گفت: خواندن رمان «طاعون» اثر «آلبر کامو» در ادبیات جهان و «سووشون» اثر سیمین دانشور در ادبیات بومی خودمان را پیشنهاد میکنم. این رمان با ظرافتی بینظیر نشان میدهد که جامعه ایرانی و به ویژه زنان این سرزمین چگونه در روزگار اشغال کشور در جنگ جهانی با حفظ کیان خانواده، تکیه بر اسطورهها و حفظ پیوندهای فرهنگی در برابر از هم گسیختگی مقاومت کردهاند. پس از خواندن این کتاب میفهمیم که قهرمان بودن در زمان بحران به معنای انجام کارهای محیرالعقول نیست، بلکه حفظ روزمرگی، انجام وظیفه و پاسداری از شفقت و پیوندهای فرهنگی، بزرگترین شکل مقاومت است.
وی در بخش دیگری از سخنان خود با تاکید بر اینکه مسئولیت این روزهای رسانهها این است که تصویرِ «کتاب» را از یک «کالای فرهنگی لوکس» یا یک «سرگرمی دوران فراغت» به جایگاه اصلیاش یعنی «ابزار بقای روانشناختی و مدنی» ارتقا دهند، ادامه داد: مهمترین پیامی که رسانهها باید در این روزها به مردم مخابره کنند این است که مطالعه کردن در بحبوحه جنگ نه به معنای نادیده گرفتن واقعیتهای تلخ و نه به معنای فرار از دردهای جاری است، بلکه یک اقدام فعالانه و هوشمندانه برای محافظت از «ساختار شناختی» جامعه در برابر هجوم اخبار اضطرابآور و فروپاشی معنا است.
شاکر اضافه کرد: اتفاقاً این بحث تکراری که ایرانیها در طول سال چند دقیقه مطالعه میکنند، اینجا باز هم کاربرد دارد. نکته اینجاست که اگر کتابی پیدا کنند که کیفیت زندگی و روحیه افراد را در این روزها ارتقا میدهد، چرا نخوانند؟ در واقع کاربردهای روزمره این معارف اهمیت زیادی دارد و این نیازمند بازنگری و بازخوانی بسیاری از آثاری است که از دل تمدن کهنمان به دست ما رسیده است.
مترجم کتاب «خبرسازان» فرانچسکو مارکنی در بخش دیگری از سخنان خود با اشاره به اینکه رسانهها باید این حقیقت علمی را به مردم یادآور شوند که در زمان جنگ، قدرت ذهن ما به شدت تحت تأثیر «خستگی تصمیمگیری» و «بمباران عاطفی» قرار میگیرد، گفت: مطالعه، برخلاف رسانههای خبری که ما را در لحظه حال پراضطراب محصور میکنند به ذهن فرصت میدهد تا از «خط زمانی کوتاهمدت بحران» فاصله بگیرد و به «خط زمانی بلندمدت تاریخ و انسانیت» متصل شود. در این جا پی گرفتن شیوه روزنامهنگاری شکل بلند (Longform Journalism) و استفاده از قدرت روزنامهنگارها در پروراندن «ماجراهای واقعی» هم به لحاظ درآمدی پر سود است چرا که رویکردی روایتمحور دارد و جلب توجه مخاطب و درآمد رسانه را بیشتر میکند. همچنین مخاطبان را از اضطراب خبرهای فوری برای ساعتهایی کم و بیش خلاص میکند.
وی افزود: رسانه باید به مردم بگوید که هر صفحهای که میخوانید، یک «سد دفاعی» در برابر هجوم افکار فاجعهبار است و به شما کمک میکند تا کنترل درونی خود را بازپس بگیرید. ما میخوانیم تا فراموش نکنیم چه کسی هستیم. ما میخوانیم تا نگذاریم فضای جنگ، «تفکر انتقادی»، «همدلی» و «دایره واژگان احساسی» ما را محدود کند. نمایشگاه مجازی کتاب تهران در این شرایط باید به عنوان یک «قرارگاه خردورزی» معرفی شود؛ فضایی امن که در آن فرد میتواند پیوندش را با جهان اندیشه حفظ کند و در تنهایی تحمیلشده با تجربیات مشابه بشری که از دل ویرانیها قد علم کردهاند، گفتوگو کند.
علی شاکر در پایان گفت: رسانه باید این پیام را به صورت مکرر تکرار کند که حفظ «روالهای فرهنگی» نشانه اصلی زنده بودن و تابآوری یک ملت است. تداوم کتابخوانی یعنی ما در برابر منطق جنگ که هدفش ازهمگسیختگی و نابودی است، «منطق ساختن» و «تداوم حیات فکری» را انتخاب کردهایم. رسانهها باید به مردم اطمینان دهند که این کنش فردی در نهایت به یک «قدرت جمعی» برای عبور از این دوران سخت تبدیل میشود چرا که جامعهای که کتاب میخواند جامعهای است که حتی در تاریکترین ساعات، همچنان به افق صلح و بازسازی دوباره میاندیشد.