نقش آژانسهای ادبی در معرفی ادبیات معاصر ایران جهانیان
1405/02/28-07:47
شیوا مقانلو گفت: آژانسها میتوانند تشخیص دهند که ناشران و مخاطبان کشورهای مختلف چه نوع آثاری از ایران میپسندند. این موضوع لزوماً در حوزه مسئولیت یک نویسنده نیست. در فلوشیب استانبول در گفتوگو با نماینده یک آژانس فرانسوی متوجه شدم که آنها بهطور مشخص به دنبال «فرمهای نو» در زبانهای دیگر هستند و حتی ممکن است چندان به محتوا توجه نکنند. در مقابل برخی ناشران دیگر بهطور مشخص به دنبال داستانهای مذهبی یا سیاسی درباره ایران هستند.
به گزارش ستاد خبری هفتمین نمایشگاه مجازی کتاب تهران، دومین نشست از سلسله نشستهای بینالملل این رویداد فرهنگی، با عنوان «عبور از مرزها با کلمات؛ از زبان مادری تا مخاطب جهانی» یکشنبه (۲۷ اردیبهشت ۱۴۰۵) با حضور مجید قیصری؛ نویسنده و دبیر علمی جایزه ادبی جلال آلاحمد، محمد میرکیانی؛ پژوهشگر و نویسنده حوزه کودک و نوجوان، احمد اکبرپور؛ شاعر و نویسنده حوزه کودک و نوجوان و شیوا مقانلو؛ مدرس دانشگاه، نویسنده و مترجم در سرای اهل قلم خانه کتاب و ادبیات ایران برگزار شد.
ضرورت تمرکز و سرمایهگذاری روی رمان و داستان ایرانی بزرگسال
در ابتدای این نشست شیوا مقانلو با اشاره به موضوع که چرا ادبیات ما به معنای عام نتوانسته در بعد جهانی شناخته شود، گفت: به نظر من یکی از مشکلات اصلی ما ترجمه نشدن رمانهای بزرگسال است. ترجمه این رمانها ادبیات ما را جهانی میکند. در حوزه ادبیات کودک و نوجوان اتفاقات بسیار بهتر و بیشتری افتاده است، چرا که حجم داستان کودک و نوجوان کمتر است. این کتابها با تصویرگری همراه است و از این طریق تصویرگران ما در دنیا شناخته شدهاند. در سفرهایی که به کشورهای مختلف داشتم مخاطبان با اسم تصویرگر به جستوجوی کتاب میپرداختند و در این حوزه نوعی اعتماد سازی شکل گرفته است. اما سؤال اصلی اینجاست که چرا چنین اعتمادی در حوزه رمان و داستان بزرگسال شکل نگرفته است؟ در حالی که وقتی درباره ادبیات جهان صحبت میکنیم، میبینیم که بخش بسیار پررنگ آن را رمانهای بزرگسال تشکیل میدهند.
این مترجم ادامه داد: مسئله اصلی، ترجمه یک کتاب حداقل دویست یا سیصد صفحهای است. این کار یک کار فنی و جدی است و طبیعتاً هزینه هم دارد. به یک تیم حرفهای و مسلط نیاز است تا بتواند زبان فارسی را به زبانهای انگلسی، عربی و زبانهای کشورهای همسایه به ویژه ترکیه ترجمه کند. به نظر من، پیش از آنکه صرفاً یک ناشر یا آژانس ادبی در مرحله نهایی وارد کار شود، باید ترجمههایی از آثار وجود داشته باشد تا از طریق آنها اعتمادسازی صورت بگیرد. در گذشته این تصور وجود داشت که ترجمه چند صفحه یا چند پاراگراف برای ناشر خارجی کفایت میکند، اما امروزه ناشر ترجمه کل کتاب را میخواهد. امروز با پدیدهای مثل هوش مصنوعی مواجه هستیم که میتواند ترجمه را بسیار سریعتر انجام دهد. ناشر ایرانی هم میتواند کتابش را ترجمه کند و برای ناشران خارجی بفرستد، اما حتی در این حالت هم حضور یک ویراستار یا مترجم انسانی ضروری است. کسی که متن را بخواند، خطاها را بگیرد و آن را اصلاح کند.
وی افزود: این میان مسئله کپیرایت هم مطرح میشود که باز هم به همان بحث اعتماد برمیگردد. پرسش این است که چه باید بکنیم تا ادبیات معاصر ما واقعاً جدی گرفته شود؟ به نظر من رفتوآمدها، رفتارهای حرفهای و حضورهای حسابشده نمایندگان ایران در عرصههای بینالمللی بسیار مؤثر است. خوشبختانه خانه کتاب و ادبیات ایران هم در این زمینه همیشه متولی خوبی بوده است و میتواند مسیرها را باز کند. کاتالوگها و معرفی آثار هم در مبادلات و همکاریهای بعدی تأثیر زیادی دارند.
مقانلو تجربیات خود در مواجهه با این مسئله را اینگونه بیان کرد: خود من، حداقل به عنوان یک نویسنده، چه در نشر نیماژ و چه در قراردادهایی که داشتهام، اغلب این همکاریها نتیجه همان رفتوآمدها و دیدارها بود. به ویژه زمانی که ناشر در نمایشگاه بینالمللی کتاب تهران حاضر میشد یا دیداری در یک نمایشگاه بینالمللی کشورهای دیگر شکل میگرفت. البته مسئله مالی هم مطرح است و این رفتوآمدها هزینه دارد. با این حال فکر میکنم باید به سمت این برویم که بهطور ویژه روی رمان و داستان ایرانی بزرگسال تمرکز و سرمایهگذاری بیشتری انجام دهیم.
وی همچنین بر ضرورت ساماندهی فرآیند ترجمه آثار ایرانی تاکید کرد و گفت: این حوزه نیازمند متولی مشخص است، اما در نهایت باید به شکل یک کار تیمی مدیریت شود. ما به یک تیم تصمیمگیر و انتخابگر نیاز داریم. تیمی متشکل از نویسنده، مترجم، آژانس ادبی، ویراستار، ناشر، روزنامهنگار و حتی افرادی که خارج از ایران فعالیت میکنند. در ابتدا باید یک گروه مورد اعتماد شکل بگیرد تا بتواند سیاستگذاری کند، زیرا این کار به تنهایی از عهده یک فرد خارج است.
این نویسنده در ادامه به معیارهای انتخاب آثار برای ترجمه اشاره کرد و ادامه داد: در مرحله بعد میتوان سراغ آثاری رفت که یا جوایز ادبی (جوایز دولتی و خصوصی) گرفتهاند یا پرفروش بودهاند. حتی آثار پرفروش هم میتوانند گزینه مناسبی برای ترجمه باشند، زیرا گاهی برخی آثار به دلایل مختلف وارد حوزه ادبیات جدی و جایزهای نمیشوند، اما برای مخاطبان داخلی و حتی خارجی جذابیت دارند.
او با تأکید بر نقش آژانسهای ادبی گفت: آژانسها میتوانند تشخیص دهند که ناشران و مخاطبان کشورهای مختلف چه نوع آثاری از ایران میپسندند. این موضوع لزوماً در حوزه مسئولیت یک نویسنده نیست. در فلوشیب استانبول در گفتوگو با نماینده یک آژانس فرانسوی متوجه شدم که آنها بهطور مشخص به دنبال «فرمهای نو» در زبانهای دیگر هستند و حتی ممکن است چندان به محتوا توجه نکنند. در مقابل برخی ناشران دیگر بهطور مشخص به دنبال داستانهای مذهبی یا سیاسی درباره ایران هستند. آژانسهای ادبی میتوانند با شناخت این نیازها، مسیرهای کوتاهتری برای معرفی آثار ایرانی به بازارهای جهانی ایجاد کنند.
این مترجم در بخش دیگری از سخنان خود با بیان اینکه ترجمه تنها بخشی از مسیر معرفی ادبیات ایران است و فعالیتهای مکمل نیز اهمیت زیادی دارند، ادامه داد: انتشار مقالات تطبیقی درباره آثار نویسندگان ایرانی و خارجی، برگزاری گفتوگوهای دانشگاهی آنلاین و ایجاد برنامههای مشترک میان نویسندگان میتواند به افزایش اعتماد و شناخت متقابل کمک کند. حتی میتوان آثار برجسته نویسندگان ایرانی را در کنار آثار همتایان خارجی بررسی و مقایسه کرد.
نویسنده رمان «اسرار عمارت تابان» همچنین به ظرفیت نسل جدید مترجمان ایرانی اشاره کرد: در میان مترجمان جوان، افراد بسیار باسواد و توانمندی وجود دارند که بسیاری از آنها از کودکی دو زبانه رشد کردهاند و آشنایی عمیقی با فرهنگ و زبانهای دیگر دارند. این نسل نسبت به برخی نسلهای قبلی که بیشتر در فضای فارسی متمرکز بودند، توانایی بیشتری برای انجام ترجمههای حرفهای دارند.
مقانلو در پایان با بیان اینکه ورود جدی به ساختار بینالمللی ادبیات میتواند راه را برای دیده شدن آثار ایرانی باز کند، گفت: وقتی ادبیات یک کشور وارد این شبکه جهانی شود، آثار آن بهتدریج پذیرفته میشوند و مسیر معرفی آنها هموارتر خواهد شد. ادبیات عرب که مجموعهای از حدود ۲۰ کشور را در بر میگیرد، در سالهای اخیر توانسته در حوزه رمان پیشرفت کند و حتی زمینه ساخت سریالها و آثار تصویری توسط پلتفرمهایی مانند نتفلیکس و دیگر شبکهها را فراهم آورد. اما در حوزه داستان کوتاه از ما بسیار عقب ماندهاند. حضور در این چرخه بینالمللی میتواند باعث شود آثار ادبی یک منطقه بیشتر دیده و درباره آنها گفتوگو شود.
ناشران بازار هدف را بهخوبی بشناسند
در ادامه این نشست محمد میرکیانی ضمن گرامیداشت شهدای وطن و کسانی که باعث سربلندی و افتخار ایران زمین شدند از تلاش همه مردم در این روزها و شبها قدردانی کرد و گفت: یکی از مشکلات اصلی ما در ترجمه آثار به زبانهای دیگر، نبود ناشران حرفهای است که بازار هدف را بهخوبی بشناسند. ناشری که بداند در کشورهایی مانند فرانسه، انگلستان یا ایتالیا مخاطبان به چه نوع ادبیاتی علاقه دارند و بتواند بر اساس آن، آثار مناسب را انتخاب و برای آن بازار بازاریابی کند. در فرایند ترجمه نیز باید مترجمان حرفهای و مسلط به زبان مقصد حضور داشته باشند تا متن ترجمهشده صرفاً تحتاللفظی نباشد و در نهایت به اثری تبدیل شود که برای مخاطب آن کشور کاملاً بومی و قابلفهم باشد.
وی افزود: در گذشته مترجمانی مانند مرحوم محمد قاضی توانسته بودند ترجمههایی ارائه دهند که خواننده هنگام مطالعه، احساس میکرد با یک متن اصیل فارسی روبهرو است؛ در حالی که اثر ترجمه شده بود. گاهی در داخل کشور نیز حقوق نویسندگان بهدرستی رعایت نمیشود و در مواردی هم اگر اثری در خارج از کشور منتشر شود، اطلاعرسانی مناسبی درباره آن صورت نمیگیرد.
میرکیانی درباره تجربه شخصی خود در ترجمه آثارش گفت: حدود ۳۰ عنوان از آثارم در کشورهایی مانند چین، ترکیه، جمهوری آذربایجان، ترکمنستان، پاکستان، لبنان و مصر ترجمه شده است. به نظر میرسد یکی از دلایل استقبال از این آثار، وجود اشتراکات فرهنگی بوده است؛ زیرا بسیاری از این آثار به ادبیات عامیانه و ادبیات کهن ایران مرتبط هستند. در مقابل بسیاری از آثار ادبیات بزرگسال ما به دلیل داشتن لحن و فضای بسیار بومی، برای مخاطب خارجی بهراحتی قابل درک نیستند. در برخی موارد نیز نویسندگان بیش از اندازه درگیر بازیهای فرمی میشوند؛ در حالی که بسیاری از آثار جهانی با روایتهایی ساده و قابل فهم، توانستهاند مخاطبان گستردهای پیدا کنند. آثار کلاسیک ادبیات جهان نیز اغلب دارای فضایی فراتر از زمان و مکان هستند و موضوعاتی را مطرح میکنند که برای مخاطبان فرهنگهای مختلف قابل فهم است.
وی همچنین به انتشار زندگینامهاش از سوی یکی از نویسندگان ترکیهای اشاره کرد و ادامه داد: به اعتقاد این نویسنده یکی از دلایل کم بودن ترجمه آثار ایرانی در ترکیه این است که بسیاری از این آثار دارای لحنهای خاص فرهنگی هستند و هنگام ترجمه، نیاز به توضیحات فراوان و پانویس پیدا میکنند که خواندن متن را برای مخاطب دشوار میکند. آثاری که ظرفیت ترجمه و عرضه در سطح بینالمللی دارند، معمولاً دارای زبانی ساده اما عمیق هستند. سادگی زبان به معنای سطحی بودن نیست، بلکه به معنای توانایی انتقال مفاهیم عمیق به شکلی قابل فهم برای مخاطبان گستردهتر است. بخشی از حل این مسئله به تخصص ناشران در بازاریابی بینالمللی و بخشی دیگر به توانایی نویسندگان در ایجاد ارتباط با مخاطبان جهانی برمیگردد.
این نویسنده با اشاره به مشکلات موجود در ترجمه و انتشار آثار ادبی گفت: در برخی موارد، حقوق ترجمه آثار بدون اطلاع نویسنده واگذار میشود و این موضوع میتواند چالشهای جدی برای صاحبان اثر ایجاد کند. در گذشته برخی نهادها که توانایی مالی و امکانات لازم را داشتند، حقوق ترجمه آثار را دریافت میکردند. در این فرآیند ابتدا ترجمه کامل انگلیسی اثر تهیه میشد و سپس در بایگانی نگهداری میشد تا در صورت پیدا شدن ناشر یا مخاطب مناسب، در اختیار آنها قرار گیرد. در چنین شرایطی، حقوق اثر یا همان «رایت» نویسنده خریداری میشد و در صورت ترجمه به زبانهای دیگر مانند عربی یا سایر زبانها، ارزش مالی آن نیز افزایش پیدا میکرد.
میرکیانی در پایان به ظرفیت بالای همکاری در حوزه ادبیات کودک و نوجوان با کشورهای عربی اشاره کرد و ادامه داد: در حوزه ادبیات کودک، بهویژه با توجه به اشتراکات فرهنگی و ادبی میان ایران و کشورهای عربی، ظرفیت بسیار بالایی برای تبادل آثار وجود دارد. بسیاری از قصههای عامیانه و متون ادبی کهن میان این کشورها مشترکات فراوانی دارند، اما متأسفانه از این ظرفیت به اندازه کافی استفاده نمیشود.
نویسنده باید به آژانسهای ادبی اعتماد کند
در ادامه این نشست مجید قیصری با اشاره به نقش ترجمه در معرفی آثار ایرانی به جهان، بر اهمیت شکلگیری یک مثلث میان نویسنده، مترجم و خواننده تأکید کرد و گفت: در حال حاضر تمرکز اصلی بیشتر بر مترجم است؛ کسی که باید متن اولیه را از مبدأ به مقصد برساند. بخش مهمی از مشکلات در همین مرحله رخ میدهد. البته نمیتوان نقش نویسنده را هم نادیده گرفت. باید ببینیم نویسنده تا چه اندازهای جهانی و بومی فکر میکند. نویسنده درون یک فرهنگ خاص مینویسد و همین موضوع گاهی اجازه نمیدهد اثر او بهراحتی با مخاطب غیرایرانی ارتباط برقرار کند. یکی از مشکلات ما زبان است و کسانی که می توانند به زبان فارسی بخوانند بسیار محدود هستند.
وی ادامه داد: جهان در حال حرکت به سمت دیگری است؛ تخیل و نیاز نوجوانان و جوانان دنیا تغییر کرده و حتی در حوزه سرگرمی و بازیها نیز تفاوتهای جدی دیده میشود. در حالی که بسیاری از مخاطبان جهانی با بازیها و فضاهای تازهای درگیرند، برخی متون ما هنوز با آن فضا فاصله دارند. نقش آژانسهای ادبی را در این میان بسیار مهم است. نویسنده نباید خود به دنبال مترجم باشد. آژانسهای ادبی باید بار ارتباط و ترجمه را بر دوش بکشند. آژانسهای ادبی باید از نظر شناخت و کارشناسی در جایگاهی باشند که نویسنده بتواند به آنها اعتماد کند. آژانس ادبی باید بداند ناشر خارجی به دنبال چه نوع آثاری از ایران است و تشخیص دهد که یک متن برای کدام حوزه زبانی مناسبتر است. ممکن است اثری برای جهان عرب مناسب باشد اما برای بازار انگلیسیزبان کارایی نداشته باشد. همچنین آژانسهای ادبی باید شبکهای از مترجمان حرفهای در کشورهای مقصد داشته باشند تا بتوانند بهترین مترجم را برای هر اثر انتخاب کنند.
این نویسنده تأکید کرد: اگر چنین سازوکاری شکل بگیرد و مترجمان حرفهای در مقصد تربیت شوند، آژانسها میتوانند آثار تولیدشده در طول سالها را بررسی و غربال کنند و بهترین آنها را برای ترجمه و انتشار در بازارهای جهانی معرفی کنند. در چنین شرایطی دیگر موضوع صرفاً به متن نویسنده محدود نخواهد بود، بلکه به یک نظام حرفهای در حوزه ترجمه و نشر بینالمللی مربوط میشود.
قیصری در بخش دیگری از سخنان خود به بسترهای لازم برای ورود ادبیات ایران به ویترینهای جهانی اشاره کرد و ادامه داد: جهان امروز با جهان۱۰ یا ۲۰ سال گذشته تفاوتهای اساسی دارد و اگر بخواهیم در فضای جهانی نشر حضور مؤثر داشته باشیم، ناگزیر به ایجاد زیرساختهای جدی در این حوزه هستیم. اگر زیرساختهای لازم فراهم باشد، میتوان آثار نویسندگان ایرانی را به زبانهای مختلف بهویژه انگلیسی معرفی کرد. وجود پایگاههای اطلاعرسانی و سایتهای تخصصی ادبی مانند ویکیپدیا که بتوانند آثار، نویسندگان و دستاوردهای ادبی ایران را به مخاطبان جهانی معرفی کنند، نقش مهمی در این مسیر دارد. در صورت ایجاد چنین بسترهایی، زمانی که مخاطبان خارجی درباره ادبیات ایران جستوجو میکنند، میتوانند به منابع معتبر دسترسی پیدا کنند و با نویسندگان و آثار شاخص ایرانی آشنا شوند. وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و خانه کتاب و ادبیات ایران باید در حوزه شعر، بزرگسال و کودک و نوجوان این زیرساختها را فراهم کنند تا اگر کسی بخواهد درباره ادبیات جنگ و ادبیات عاشقانه اطلاعاتی کسب کند به این زیرساختها مراجعه کند.
وی همچنین با اشاره به شرایط کنونی جهان گفت: تحولات و بحرانهای جهانی از جمله جنگ و تنشهای بینالمللی باعث شده نام تهران و میناب بیش از گذشته در فضای رسانهای جهان مطرح شود. جنگ و تنگه هرمز باعث شده وارد حوزهای شویم که بتوانیم از این فرصت در حوزه ادبی استفاده و ایران را معرفی کنیم. اگر آژانسهای ادبی و نهادهای مرتبط از جمله وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و خانه کتاب و ادبیات ایران به شکل حرفهای و منسجم فعالیت کنند، این فرصت میتواند به بستری برای معرفی بهتر ادبیات ایران در سطح جهانی تبدیل شود.
آژانسهای ادبی رابطه حرفهای میان نویسندگان، ناشران و بازارهای خارجی ایجاد کنند
احمد اکبرپور نیز در این نشست گفت: در ۱۰ تا ۱۵ سال اخیر چند نویسنده ایرانی از جمله فرهاد حسنزاده، هوشنگ مرادی کرمانی، احمدرضا احمدی و من در فهرست کوتاه جایزه بینالمللی هانس کریستیان آندرسن قرار گرفتهاند. این نشان میدهد که ادبیات کودک ایران تا حد قابل توجهی دیده شده است. آقای هوشنگ مرادی کرمانی به مرحله تقدیر در این جایزه رسیده است. داوری این جایزه نیز معمولاً توسط داوران خارجی انجام شده است.
این نویسنده تأکید کرد: دیده شدن در جوایز لزوماً به انتشار گسترده آثار در خارج از کشور منجر نشده است. بسیاری از همین نویسندگان که نامشان در فهرستهای معتبر قرار گرفته، آثار محدودی در خارج از ایران منتشر کردهاند، زیرا فرآیند انتشار در بازارهای بینالمللی به جزئیات و ملاحظات زیادی از جمله رزومه کتاب، سابقه نویسنده و سیاستهای ناشران وابسته است.
وی افزود: با وجود اینکه داوران بینالمللی تا حدی ادبیات کودک ایران را به رسمیت شناختهاند، همچنان آثار بسیاری از نویسندگان ایرانی در خارج از کشور منتشر نمیشود. در حالی که اگر به آمار کاندیداها نگاه کنیم، ایران در دو دهه گذشته حتی در مقایسه با برخی کشورها مانند ترکیه یا کشورهای عربی نیز حضور قابل توجهی داشته و در مواردی در سطح کشورهایی مانند ژاپن دیده شده است.
اکبرپور یکی از مشکلات اصلی را کمبود مترجمان حرفهای از فارسی به زبانهای دیگر دانست و گفت: در حال حاضر تعداد افرادی که بتوان بهطور جدی روی آنها برای ترجمه آثار فارسی به زبانهای دیگر تکیه کرد بسیار محدود است. در حالی که باید دهها مترجم فعال و حرفهای در این حوزه وجود داشته باشد، عملاً تعداد کسانی که به شکل تخصصی در این زمینه فعالیت میکنند بسیار اندک است.
وی اضافه کرد: لازم است آژانسها بتوانند یک رابطه حرفهای و قابل اعتماد میان نویسندگان، ناشران و بازارهای خارجی ایجاد کنند. همچنین باید از سوی ناشران نیز به رسمیت شناخته شوند تا بتوانند نقش خود را بهدرستی ایفا کنند. آژانسهای ادبی مانند هر حرفه دیگری باید از محل کار خود درآمد داشته باشند و سهم مشخصی دریافت کنند تا بتوانند به شکل جدی آثار ایرانی را به بازارهای جهانی معرفی کنند.
اکبرپور در پایان بر ضرورت اعتماد بین نویسنده و آژانسهای ادبی تاکید کرد و گفت: نویسنده و مترجم فقط باید به نوشتن و ترجمه فکر کند و نباید به دنبال فروش آثار خود در عرصههای بینالمللی باشند. نویسنده باید به مطالعات، فرهنگ و نوشتههای خود متعهد باشد و نباید از این موضوع نگران باشد که مترجم برای ترجمه اثرش با مشکل مواجه میشود.
هفتمین نمایشگاه مجازی کتاب تهران از بیستوششم اردیبهشت تا دوم خرداد (۱۴۰۵) با شعار «بخوانیم برای ایران» در نشانی book.icfi.ir برگزار میشود.