ارائه تصویری روشن از زندگی روستاییان ایران در دوره قاجار/ چه کمبودهایی در زمینه جامعهشناسی روستایی داریم؟
1405/03/05-08:19
محمد بختیاری بیان کرد: کتاب «جامعه روستایی ایران در دوره قاجار» با نگاهی عمیق به ساختارهای اجتماعی، اقتصادی و روابط متقابل این بخش از جامعه، تصویری روشن از زندگی روستاییان ارائه میدهد.
به گزارش ستاد خبری هفتمین نمایشگاه مجازی کتاب تهران، نشست نقد و بررسی کتاب «جامعه روستایی ایران در دوره قاجار» نوشته محمد بختیاری، دوشنبه چهارم خرداد (۱۴۰۵) با حضور شهرام غلامی و نویسنده کتاب در سرای اهل قلم خانه کتاب و ادبیات ایران برگزار شد.
فقر منابع تاریخی در دوران قاجار درباره تاریخ روستا
در ابتدای این نشست محمد بختیاری بیان کرد: در رشتههایی مانند جامعهشناسی و برنامهریزی روستایی، کتاب منتشر شده است، اما این تحقیقات عمدتاً بر تاریخ معاصر متمرکز است و در آنها تاریخ قدیم روستاها دیده نمیشود. این خلاءها ما را سوق داد تا این تاریخ نادیده گرفتهشده را مورد بررسی قرار دهیم.
این پژوهشگر با ابراز تعجب از نحوه سیاستگذاریها برای جوامع روستایی گفت: مگر میتوان از گذشته، فرهنگ، اقتصاد و اجتماع یک جامعه غافل بود و برای آینده آن نسخه پیچید؟ بسیاری از برنامههای توسعه روستایی در ایران به دلیل عدم شناخت دقیق جامعه با شکست مواجه شدهاند. وقتی جامعه به درستی شناخته نشود، نمیتوان برای آن نسخه دقیق و موفقی نوشت.
وی با اشاره به اینکه بسیاری از محققان این حوزه هرگز در جامعه روستایی زندگی نکردهاند، بیان کرد: دشوار است که در یک جامعه زندگی نکرده باشیم و بخواهیم مسائل پنهان و اصلی آن را به درستی بشناسانیم. من به عنوان یک روستایی که با پوست، گوشت و استخوانم این جامعه را درک کردهام، با افتخار این تعلق را بیان میکنم. فکر میکنم انتخاب این کتاب به عنوان اثر شایسته تقدیرجایزه کتاب سال جمهوری اسلامی ایران به این موضع برمیگردد که من هم تجربه زیسته دارم و هم آن را به صورت علمی و آکادمیک بررسی کردهام. همین امر باعث شد توصیفهای ارائه شده برای خواننده ملموستر باشد.
این نویسنده با اشاره به فقر منابع تاریخی در دوران قاجار درباره تاریخ روستا بیان کرد: تلاش کردم منابع جدیدی در این حوزه کشف کنم. این منابع شامل اسناد حکومتی و خصوصی همچون استفاده از عرایض، شکایتنامههای روستاییان، اسناد اوقاف و اسناد مربوط به مالکیت زمینها که بخشی از آنها در پایان کتاب آورده شده است. دیگر منابع سفرنامههای خارجی است که به دلیل وسایل سنتی رفتوآمد و طولانی بودن مسیرها، سیاحان خارجی، سفرا، تاجران و پژوهشگران در مسیرهای خود در روستاها توقف داشتند. این افراد به دلیل مواجهه با فرهنگ جدید کنجکاو بودند و در نوشتههای خود اطلاعات دقیقی از جمعیت، قشربندی، آداب و رسوم روستاها ثبت کردند. سفرنامههای داخلی از جمله سفرنامههای ناصرالدینشاه که در طول سفرهایش اطلاعات ذیقیمتی از روستاهای مسیر ثبت کرده است، نیز از دیگر منابع مورد استفاده است. منابع مطبوعاتی و تصویری نیز مورد استفاده قرار گرفته است.
بختیاری با بیان اینکه در استفاده از سفرنامهها اصل صحتسنجی و تطبیق آنها با سایر اسناد و منابع تاریخی رعایت شده است، گفت: این کار به این دلیل انجام شده که از پذیرش چشمبسته اطلاعات جلوگیری شود و پژوهشی دقیق و علمی در اختیار مخاطب قرار گیرد.
وی با بیان اینکه کتاب «جامعه روستایی ایران در دوره قاجار» به بررسی جامع و چندوجهی جامعه روستایی ایران میپردازد، گفت: این اثر که در هشت فصل تدوین شده با نگاهی عمیق به ساختارهای اجتماعی، اقتصادی و روابط متقابل این بخش از جامعه، تصویری روشن از زندگی روستاییان ارائه میدهد. فصل اول کتاب به کلیات و مبانی نظری اختصاص دارد و چارچوب مفهومی مورد استفاده در تحلیلهای بعدی را تبیین میکند. در فصل دوم به ریختشناسی و معماری روستایی پرداخته شده است. در این بخش چگونگی شکلگیری روستاها، معماری بناها و تأثیر اقلیم و جغرافیای مناطق مختلف بر ساختار فیزیکی سکونتگاههای روستایی مورد بررسی قرار گرفته است.
این پژوهشگر به فصل سوم کتاب اشاره کرد و گفت: فصل سوم کتاب با عنوان «خانواده و قشربندی جامعه روستایی» به کانون خانواده در روستاها پرداخته است. این فصل ضمن تشریح جایگاه اعضای خانواده، به نقش پررنگ اما اغلب نادیده گرفته شده زنان در جامعه روستایی اشاره میکند. زنان روستایی علیرغم نقش حیاتی در اقتصاد، مدیریت خانه و صنایع دستی همواره از جایگاه اجتماعی پایینتری نسبت به دستاوردها و توانمندیهایشان برخوردار بودهاند. همچنین قشربندی جامعه روستایی شامل اربابان، کدخدایان، مباشرها، زارعین و گروههایی چون روحانیون، نجاران و حمامیان که زندگی در روستا داشتند اما به کشاورزی اشتغال نداشتند، به تفصیل مورد بحث قرار گرفته است.
بختیاری در مورد محتوای فصل چهارم توضیح داد و گفت: این فصل به مالکیت زمینهای روستایی میپردازد و انواع مالکیت خصوصی، وقفی و خالصه را در مناطق روستایی تبیین میکند. همچنین بخش پنجم با عنوان «بخش کشاورزی، دامداری و صنایع دستی» به بررسی اشتغال روستاییان، محصولات تولیدی و چگونگی تقسیم محصول میان اربابان و زارعین میپردازد. موضوعی که بسته به نوع محصول، آبیاری، منطقه و حاکمان محلی در مناطق گوناگون ایران تفاوتهایی داشته است.
این نویسنده به موضوعات مورد اشاره در فصل ششم این کتاب پرداخت و گفت: در این فصل با عنوان «ارتباط جامعه با جوامع غیرروستایی» علاوه بر بررسی روابط درونگروهی و همیاری در جامعه روستایی، مناسبات این جامعه با شهرهای بزرگ و همچنین جوامع ایلیاتی و عشایری تحلیل شده است. جامعه روستایی در طول تاریخ همواره در معرض بهرهکشی و ستم از سوی جوامع شهری و عشایری بوده و بخش قابل توجهی از مازاد تولیداتش به تاراج رفته است. البته در کنار این روابط غالباً نابرابر، روابط تجاری و داد و ستد نیز میان این جوامع وجود داشته است. فصل هفتم به سبک زندگی روستاییان اختصاص دارد و به جنبههای مختلفی چون خوراک، پوشاک و مسکن در جوامع روستایی میپردازد.
کمبود منابع مکتوب در حوزه روستا
در ادامه این نشست شهرام غلامی با اشاره به کمبود منابع مکتوب در تاریخنگاری رسمی و پژوهشهای تاریخی در حوزه روستا و روستانشینی بیان کرد: در دوران میانه تاریخی آثاری چون «تاریخ قم»، «تاریخ ارومیه» و «تاریخ بخارا» اطلاعات اندکی درباره روستا، قناتها، مسائل کشاورزی و طبقات اجتماعی روستایی ارائه میدهند. با وجود اهمیت موضوع پژوهشهای مفصل در این زمینه بسیار محدود بوده است. دوره قاجار به ویژه در دوران سلطنت ناصرالدین شاه شاهد تحولی در تاریخنگاری بود. آشنایی برخی رجال قاجار مانند اعتمادالسلطنه با تاریخنگاری جدید و جغرافیا در فرنگ، منجر به تلفیق مسائل جغرافیایی و تاریخی در گزارشهای رسمی شد. دستور ناصرالدین شاه به نگارش ولایات نامهها و پژوهشهای جغرافیایی و تاریخی که توسط افراد آگاه انجام گرفت، آثاری چون «تاریخ کاشان» اثر عبدالرحیم کلانتر ضرابی، «تاریخ اصفهان»، «حدیقه ناصری»، «تحفه ناصری» و «فارسنامه ناصری» را پدید آورد. این مجموعهها حاوی اطلاعات ارزشمندی در زمینه جمعیتشناسی، کشاورزی و وضعیت مناطق روستایی هستند. هرچند بخشی از آنها به صورت نسخ خطی باقی مانده و منتشر نشدهاند.
وی با بیان اینکه با افزایش تعداد جهانگردان در دوره قاجار، سفرنامهها به منبع مهمی برای شناخت جامعه روستایی تبدیل شدند، گفت: این سفرنامهها علیرغم نیاز به نقد و ارزیابی دقیق در غیاب تاریخنگاری مستقل و مفصل درباره جامعه روستایی کمک شایانی به شناخت طبقات و گروههای اجتماعی به ویژه در زمینه تاریخ اجتماعی ایران کردهاند. در دورههای جدیدتر مطالعات مربوط به تاریخ روستا و مناسبات کشاورزی به ویژه تحت تأثیر گفتمانهای دانشگاهی در رشتههای جامعهشناسی و جغرافیا شکل گرفته است. این مطالعات اغلب تحت تأثیر دو گفتمان استعمار و وابستگی قرار دارند. بر اساس این دیدگاه جامعه روستایی ایران پیش از مواجهه با غرب و استعمار جامعهای ایدهآل، خودکفا و عاری از تضاد طبقاتی تصویر میشود و تمامی مشکلات پس از آن دوران به امپریالیسم و دخالتهای خارجی نسبت داده میشود. کتاب «امپریالیسم و فروپاشی کشاورزی ایران» اثر فریبرز رئیسدانا دوره رضاشاه را آغاز فروپاشی کشاورزی ایران معرفی میکند و پس از آن اصلاحات ارضی نیز در همین چارچوب مورد تحلیل قرار میگیرد.
این پژوهشگر با بیان اینکه اقتصاد ایران در دوره قاجارعمدتاً بر پایه کشاورزی و فعالیتهای روستایی استوار بود، گفت: شهرها کوچک و پراکنده بودند و عمدتاً به عنوان مراکز جمعآوری و توزیع محصولات کشاورزی عمل میکردند. حتی در شهرها نیز بسیاری از مشاغل به کشاورزی، دامداری و صنایع دستی محدود بود. در این دوره دوگانگی شدید میان شهر و روستا که در جوامع امروزی مشاهده میشود، وجود نداشت. با وجود ایستایی در ابزار تولید، شواهدی از رشد مداوم و پیوسته در تولیدات کشاورزی در دوره قاجار، به ویژه در اواخر سده نوزدهم میلادی مشاهده میشود. این رشد که شتابان نبود، عمدتاً تحت تأثیر تقاضای خارجی شکل گرفت.
وی ادامه داد: نویسنده به جای قرار دادن دادههای تاریخی در قالبهای تنگ نظریات خاص با تکیه بر اطلاعات و اسناد متقن روایتی بیطرفانه ارائه داده است تا خواننده خود به تحلیل نهایی دست یابد. پرداختن دقیق به جایگاه زنان در جامعه روستایی، تحلیل ساختار طبقاتی مبتنی بر جنسیت و مالکیت زمین و تبیین نقش محوری کشاورزی به عنوان ستون فقرات اقتصاد ایران در دوره قاجار از نقاط برجسته این کتاب است.
این پژوهشگر در ادامه سخنان خود گفت: در این کتاب رابطه میان شهر و روستا به عنوان رابطهای وابسته بررسی شده است. رابطهای که در نگاه نویسنده غالباً به نفع شهرنشینان و به زیان روستاییان تمام میشده است. در دوره قاجار تمایز میان شهر و روستا با تعاریف امروزی متفاوت است. شهرها با فاصله زیاد از یکدیگر عمدتاً مراکز بازتوزیع محصولات کشاورزی بودند و جمعیت شهری نیز به فعالیتهای مرتبط با اقتصاد کشاورزی مانند صنایع دستی وابسته به تولیدات دامی و زراعی اشتغال داشتند.
غلامی در پایان به نویسنده کتاب پیشنهاد کرد: با توجه به دامنه گسترده موضوعات کتاب در ۱۲ یا ۱۳ فصل تدوین شود تا عناوین گویاتر و جزئیات دقیقتری را پوشش دهد. اگرچه بحث ریختشناسی در کتاب مطرح شده اما تمرکز بیشتر بر تأثیر امنیت و سیاست بر معماری روستا ضروری بود. در دوره قاجار شکل روستاها و گذار از روستاهای قلعهدار به روستاهای دشتی به شدت تحت تأثیر ثبات سیاسی و امنیت نسبی بود. جای خالی فصلی مستقل درباره «مدیریت آب» و نقش نهادهایی چون «میراب» در کتاب احساس میشود. با توجه به اهمیت حیاتی قناتها و همیاری روستاییان برای حفظ آببندها و نهرها این موضوع میتوانست غنای پژوهش را افزایش دهد. با این وجود این کتاب گامی ارزشمند و زیربنایی است که میتواند الهامبخش پژوهشهای مستقل و تکمیلی در آینده باشد تا خلاءهای موجود در تاریخنگاری اجتماعی ایران به مرور پر شود.
هفتمین نمایشگاه مجازی کتاب تهران از بیستوششم اردیبهشت با شعار «بخوانیم برای ایران» در نشانی book.icfi.ir آغاز بهکار کرد. این نمایشگاه دوشنبه چهارم خرداد (۱۴۰۵) به کار خود پایان میدهد.